گفت : يا رسول الله ! فرمانم مىدهى ؟ نه ، تنها شفاعت مىكنم . گفت : نيازى به او ندارم . « 1 »
7 - جعيلبن سراقهى ضمرى
از اصحاب « صفّه » و از فقراى مسلمان و از سابقين در اسلام بود كه در جنگ احد حضور داشت و چشم او در جنگ با بنىقريظه آسيب ديد .
در روايتى آمده است كه پيامبر در ماه شعبان سال ششم كه عازم نبرد با « بنىالمصطلق » بود او را در مدينه جانشين خود قرار داد . « 2 »
8 - جهجاهبن مسعود غفارى
او اجير عمر بود و اندكى پس از عثمان فوت كرد . « 3 »
9 - حسّانبن ثابت خزرجى
مادرش « فريعه » دختر خالد خزرجى و كنيهاش « ابووليد » و « ابوعبدالرحمان » بوده و به خاطر دفاعش از رسول خدا و در هم شكستن اعتبار و آبروى مشركان با شعر خود او را « ابوحسام » نيز گفتهاند . « 4 »
در صحيح مسلم از « براءبن عازب » روايت كند كه گفت : شنيدم كه رسول خدا به حسّان بن ثابت مىفرمود : آنها [ / مشركان ] را هجو و مذمت كن كه جبرئيل با توست . « 5 »
هامش
( 1 ) - اسدالغابه ، ج 5 ص 409 ، شرح حال بريره و ج 4 ص 405 ، شرح حال مغيث .
( 2 ) - استيعاب ، ص 324 ؛ اسدالغابه ، ج 1 ص 284 و 290 .
( 3 ) - استيعاب ، ص 357 ؛ اسدالغابه ، ج 1 ص 309 .
( 4 ) - به شرح حال حسّان در اسدالغابه مراجعه شود
( 5 ) - صحيح مسلم ، باب مناقب حسّانبن ثابت ، ص 1933 .