تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
تُساعِدُنى كَفٌّ وَ نَفسٌ سَخِية * وَ قَلبٌ البَلوى أَشَدُّ مِنَ الحَجَر وَ فى ذاكَ ما فيه وَ الاخرى غَضاضَة * وَ فِى العَين مِنّى نَحو صاحِبِها عَوِر فَقالَ ألا لايقتُلُ المَرءُ طائِعاً * أباهُ وَ قَد كادَت تَطيرُ بِها مُضَر
« آگاه باشيد كه دنيا همه‌اش حوادثى مورد انتظار است ، و از شگفت‌آورترين حادثه‌ها سخنى است كه عنر گفته است ؛ او به آنكه با وحى همراه است اين‌گونه اشارت مىكند ! در حالى كه پيامبر در اين‌باره از او مشورت نخواسته بود . اگر خطّاب گناهى همانند گناه او [ / ابن‌ابى ] داشت من نيز به وى همان را مىگفتم كه اين بىمايه درباره‌ى پدرم گفته است صبحگاهان مىگويد محمّد [ بن مسلمه ] را به‌سويش برانگيز تا او را بكشد ! به جان تو سوگند كه دستور خيلى بدى صارد كرد ! و من به رسول خدا گفتم اگر قصد انجامش را دارى ، آن را به من بسپار كه تا چشم بر هم زنى او را خلاص نمايم . ياور من در اين راه خويشتن دارى و نفس با سخاوت و قلبى است كه در مصيبت از سنگ هم استوارتر است در اين كار تبعاتى است و روى ديگر آن عفو است و به هر حال ، من قاتل پدرم را بدسيرت مىبينم ! و گفت آگاه باش كه انسان ، به ميل خود پدرش را نمىكشد و براستى نزديك بود قبيله‌ى مُضر به‌خاطر آن دچار شومى گردد . » رافع‌بن خديج گويد :