عمر گفت : به من خبر دادهاند كه نيازمندان به دربار تو روى مىآورند و بر در خانهات ساعتها مىايستند ؟
معاويه جواب داد : بلى آنچه را شنيدهايد ، صحيح است .
عمر گفت : چرا چنين مىكنى ؟
معاويه گفت : آخر ما در سرزمينى هستيم كه جاسوسان دشمن ( / روميان ) در آن فراوان هستند ، و لازم است كه ما براى ايجاد رعب در دل آنها ، بزرگى و شكوه و قدرت خويش را آشكار كنيم ، تا اينكه آنها به هرس بيافتند ! ! * « 1 » « 2 »
* * * دوران عمر گذشت ، و خلافت به عثمان واگذار شد . اين خليفه پس از اينكه به رياست رسيد ، علاوه بر دمشق تمام سرزمين شام آن روز * * « 3 » را براى حكومت به معاويه واگذار كرد ، و او را كاملا در اعمال و رفتارش آزاد گذاشت . معاويه هم به عادت ديرين ، ولى بيش از پيش به خودكامگى پرداخت ، و حكومتى صد در صد جاهلى و اشرافى ترتيب داد . هيچ چيز نبود كه او را از خواستهها و هوسهاى پليدش بازدارد !
از نمونههاى خودكامگى ، حوادثى است كه ميان وى و عبادهبنصامت خزرجى صحابى بزرگوار پيامبر روى داده است . عباده يكى از دوازده تن از مردم مدينه است كه در بيعت عقبه شركت كردند ، و به لقب افتخارآميز « نقباء » مشهور شدند . اينان از اولين مسلمانان شهر مدينه بشمار مىروند . او يكى از چند تنى است كه قران را در عصر پيامبر ( ص ) جمعآورى كرد « 4 »
عمربنخطاب اين صحابى دانشمند را ، در دوران حكمرانى يزيدبنابىسفيان ، به شام فرستاده بود كه به مردم قرآن بياموزد . وى تا زمان مرگ يزيد در
هامش
( 1 ) * آيا عمر اين مقدار ملايمت ، در حق ديگر ماموران خويش نيز به كار مى برد ؟ مگر نبود كه ثروت همهء آنها را بعد از دوران حكومتشان ، مصادره مىنمود ؟ پس چرا با معاويه اين همه لطف و مهربانى مىكند ؟ ناگزير رازى در آن نهفته است ! !
( 2 ) « الاستيعاب » 1 / 253 + « الاصابه » 3 / 413 + « ابنكثير » 8 / 120 .
( 3 ) * * سرزمينهايى كه عثمان آن را به معاويه ارزانى داشت ، امروز كشورهاى سوريه و فلسطين و اردن و لبنان را بوجود آوردهاند .
( 4 ) عباده در تمام جنگها با پيامبر اكرم ( ص ) همراهى كرد ، و تا سال 34 از هجرت نيز حيات داشت . سرانجام در « رمله » يا بيتالمقدس وفات يافته و همانجا مدفون شد . « الاستيعاب » / 412 + « اسدالغابه » 3 / 106 + « تهذيب » ابنعساكر 7 / 206 - 214 + « الاصابه » 2 / 206 + « سير الاعلام » 2 / 5 - 1 .