2 معاويه در دوران خلفاء
لنحدثن بما سمعنا من رسول الله و ان كره معاويه
« ما گفتار رسول اكرم را بازگو مىكنيم ، اگرچه معاويه را ناخوش آيد » .
عبادهبنصامت
پس از وفات رسول اكرم ( ص ) ، آنگاه كه ابوبكر بر سرير خلافت تكيه زد ، نخست ابوسفيان سر به مخالفت برداشت . او نمىتوانست به بيند افرادى از پستترين طوائف قريش به حكومت برسند ، و طوايف معتبر قريش : بنىهاشم و بنىاميه كه هر دو از يك تيره و از فرزندان عبدمناف و عموزاده بودند ، از اين نمد كلاهى نداشته باشند ! .
اين بود كه نخستين بار به سوى امام اميرالمؤمنين عليه السلام آمده گفت : اى ابوالحسن دست بگشا تا با تو بيعت كنم .
او در راه انجام فكر خود حاضر بود به هر عملى دست زند ، و خود مىگفت : من در اين فضا غبارى مشاهده مىكنم كه جز خون هيچ چيز آن را فرو نمىنشاند ! « 1 » .
گردانندگان سقيفه ، به خوبى ابوسفيان و قدرت او را مىشناختند ، لذا به زودى براى ساكت كردن و راضى نمودن وى بتلاش افتادند . عمر به ابوبكر گفت : صدقاتى
هامش
( 1 ) « طبرى » 2 / 449 .