جنگ از مدفون شدن و پنهان گشتن مانع شده است !
پيامبر فرمود : دقت كنيد ، و بنگريد كيانند .
گفتند : آن دو معاويه و عمرو عاص مىباشند !
رسول اكرم ( ص ) دو دست به دعا برداشت ، و فرمود :
« بار الها اين دو را در فتنه انداز ، و در آتش پرتابشان كن » « 1 » .
در حديثى ديگر چنين آمده است : رسول اكرم آن دو را در جنگ تبوك در كنار هم مشاهده كرد كه با هم سخنگويان مىرفتند ، روى به ياران خود كرده فرمود : هر گاه اين دو را در كنار يكديگر مشاهده كرديد ، از هم جدايشان كنيد ؛ زيرا اين دو هرگز بر خير و صلاح با هم گرد نمىآيند . « 2 » .
در حديث سوم چنين نقل شده است كه آن حضرت ، اين دو نفر را در كنار هم ديد ، نگاه تندى به ايشان كرد . روز دوم و سوم همچنين اتفاقى تكرار شد . هر روز پيامبر مدتى طولانى بدانها چشم مىدوخت . روز سوم كه شد ، فرمود : هرگاه ديديد معاويه و عمرو عاص با يكديگر اجتماع كردهاند ، از هم دورشان كنيد ؛ زيرا هيچ گاه اجتماع اين دو بر پايهء خير و صلاح برپا نخواهد شد ! ! « 3 »
روزى ابوسفيان بر مركبى سوار بود ، و دو پسرش يزيد و معاويه همراه او مىآمدند . يكى لگام مركب را به دست داشت ، و ديگرى آن را از پشت مىراند . چون رسول اكرم ( ص ) اينان را بدين حال مشاهده كرد . فرمود :
« خداوندا ! لعنت خويش را بر مرد سوار و راننده و جلودار اين مركب نازل فرما ، و آنها را از رحمت خويش دور بدار » « 4 » .
اين گونه حوادث و امثال اين سخنان كه از پيامبر اسلام بجاى مانده است - اگرچه ما به همهء آنها اشاره نكرديم ، و نمونههاى فراوان ديگرى از آنها را مىتوان از لابلاى كتب تاريخ و حديث بدست آورد - دقيقاً شخصيت و اصالت معاويه و خاندانش را از نظرگاه صاحب رسالت ( ص ) روشن مىكند ، و ما چگونگى تلقى و تفكر اسلام راستين را دربارهء ايشان ، بدست مىآوريم * « 5 »
هامش
( 1 ) « مسند احمد » 4 / 421 + « صفين نصربنمزاحم / 246 ، در اين مدارك است كه اسم معاويه و عمروعاص به صراحت برده شده است + « النصايح الكافيه » / 9 + « الئالى المصنوعه » ، باب مناقب ساير صحابه 1 / 427 .
( 2 ) « العقد الفريد » 4 / 345 ، معاويه به دنبال عباده فرستاد ؛ و از او در جنگ با امير المؤمنين يارى خواست . آنگاه كه عباده به مجلس معاويه وارد شد در ميان او و عمرو نشست ، و اين حديث را براى آنها باز گفت
( 3 ) « سفين » / 246 - 245 .
( 4 ) « صفين » / 248 + « طبرى » 11 / 357 + زبيربنبكار نيز در مفاخرات همين عبارت را آورده است . « شرح نهج » 2 / 103 + « تذكره الخواص » لابن الجوزى / 115 .
( 5 ) براى نمونه در متون معتبر ميتوان شرح حال حكمبنابىالعاص وعقبهبنابىمعيط و ديگر افراد اين خاندان را مطالعه كرد كه آكنده از نقاط ضعف دينى مىباشند .