تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
روى گردانيد ! * « 1 » « 2 » معاويه بعد از فتح مكه ، در ميان ساير افرادى كه اسلام آوردند ، به ظاهر به اين دين گرويد ، و از سهم ( مؤلفهء قلوبهم ) * * « 3 » از غنائم جنگ حنين ، كه ويژهء جلب قلوب تازه مسلمانان و سست ايمانان بود ، صد شتر و مقدار زيادى نقره نصيب برد . در همين سال‌هاى اخر بودكه پيامبر اسلام با بزرگوارى خاص خود ، وى را در شمار نويسندگان متعددش قرار داد . * * * « 4 » « 5 » روزى به همين جهت ابن‌عباس را در پى او فرستاد ، تا وى را براى نوشتن نامه و دستورى دعوت نمايد . ابن‌عباس وى را در حال خوردن غذا يافت ، بازگشت و پيامبر را آگاه كرد . ديگر بار رسول ، فرزند عباس را به دنبال وى فرستاد ، در اين مرتبه هم معاويه در حال خوردن بود ! و از آمدن خوددارى كرد . مرتبه سوم هم حادثه تكرار گرديد . زيرا معاويه به خوردن ادامه مىداد . آنگاه كه ابن‌عباس ، پس از مرتبهء سوم هم نتوانست معاويه را براى انجام فرمان رسول خدا ( ص ) به نزد وى آورد ، آن حضرت وى را نفرين فرمود :
هامش
( 1 )يا صخر لا تلمسن فتفضحنا * بعد الذين ببدر اصبحوا فرقاً خالى و عمى و عم الام ثالثهم * و حنظل الخير قدا هدى لنا الارقا لا تركنن الى الامر تقلدنا * و الراقصات فى مكه الخرقا فالموت اهون من قول العداه لنا * عاد ابن حرب عن العزى اذا فرقا( 2 ) بنقل زبير به كار در كتاب « مفاخرات » ، نگاه كنيد به « شرح نهج البلاغه » 2 / 102 + « تذكره الخواص » / 115 - « جمهره الخطب » 2 / 12 . ( 3 ) * * اسلام سهم « مولفه قلوبهم » را دربارهء ظاهر بينانى فرمان داد كه به ظاهر اسلام آورده بودند ، اما حقايق دين كاملا روح ايشان را تسخير نكرده بود ، و بدين وسيله مىخواست دل‌هاى ايشان نسبت به آئين خدا ، نرم و متمايل گردد . ( 4 ) * * * ابوسفيان ، از پيامبر اكرم درخواست كرده بود كه او و فرزندانش را بكارى بگمارند ، تا تنفر مسلمانان نسبت به وى رفته رفته جاى خود را به محبت بدهد ، و اين افتخار وضع اجتماعى آنها را بهبود بخشد . پيامبر اكرم كه از هيچ وسيلهء مشروعى ، در راهاى اصلاحى ، روى نمىگردانيد ، و نيز به خاطر اينكه بر اساس اخلاق بزرگوارانهء اسلامى نمىخواست خواهش كه توان برآوردن آن را دارد رد كند ، تقاضاى ابوسفيان را پذيرفت . لذا معاويه گاه و بيگاه افتخار نويسندگى آن حضرت را بدست مىآورد . ابوسفيان در پاره‌اى از اوقات به جمع‌آورى صدقات مأمور مىشد . ( 5 ) مسعودى : « التنبيه و الاشراف » / 283 - 282 ، چ بيروت 1965 مكتبه خياط .