« اميدوارم كه خداوند شكمش را سير نكند . » « 1 »
بعدها معاويه اظهار مىداشت : دعاى رسول خدا ( ص ) مرا فرا گرفت ، و نفرينش در حق من ، به اجابت رسيد . لذا در هر روز چندين بار غذا مىخورد ، و هر بار هم به مقدار فراوان ! « 2 » باز هم در خود احساس گرسنگى مىكرد ، تا آنجا كه پرخورى معاويه در عرب ضربالمثل شده بود . و به آنكس كه پرخورى مىكرد ، مىگفتند : « كانّ فى احشائه معاويهء » مثل اينكه معاويه در شكمش جاى گرفته است ! !
صرفنظر از مسئلهء نويسندگى كه به علت فراوان نويسندگان رسول اكرم ( ص ) مقامى بشمار نمىآمد . معاويه فرزند رئيس سابق قريش و فرد اول مكه ، با شكست سادت قريش و از ميان رفتن رياست ابوسفيان ، در اجتماع اسلامى محلى از اعراب نداشت ، و كسى به او اعتنائى نمىكرد . چون اولا عوامل احترامانگيز واقعى مانند علم و تقوى در وجود او جائى نداشت ، و ثانيا از جهات مادى و مالى - كه مىتوانس چشم گروهى از ظاهربينان را خيره كند - نيز معاويه تهىدست بود .
روزى زنى از مهاجران با رسول اكرم ( ص ) در زمينهء ازدواج با معاويه يا دو تن ديگر از مسمانان ، شور كرد . رسول اكرم ( ص ) فرمود : معاويه مردى بينواست و از ثروت تهى دست مىباشد * « 3 » « 4 » .
سياهكارىهاى آينده معاويه ، ناگزير نمىتوانست از ديدهء تيزبين و خدائى پيامبر اسلام پوشيده بماند ؛ لذا آن حضرت در مناسبتهاى مختلف ، مرد مسلمان را از او و همكاران و دوستانش بر حذر مىداشتند . در حواث تاريخى زير نمونههائى از اين مسئله مىبينيم :
روزى ، آنگاه كه رسول اكرم از مدينه خارج شده و به مسافرت مىرفت ، به گوش خود شنيد كه دو تن آواز مىخوانند ، و هر يك از پى ديگرى اين بيت را تكرار مىكند ! .
استخوانهاى دوست و رفيق يگانهء ما ، همچنان آشكار مانده است .
هامش
( 1 ) « انساب الاشراف » 1 / 532 + « صحيح مسلم » 8 / 27 ، باب من لعنه النبى + « شرح النهج » 1 / 365 + « مسند طيالسى » حديث 2746 + ابن كثير 8 / 119 ، و قد عدّهمن فضائله .
( 2 ) « انساب الاشراف » 1 / 532 .
( 3 ) * در آينده خواهيم ديد كه اين مرد بينوا ، چگونه از اموال مسلمانان به ثروت مىرسد ، و كاخ سبز بنا مىنهد .
( 4 ) « صحيح مسلم » 4 / 195 ، باب المطلقه ثلاثا لا نفقه لها ، در كتاب طلاق + « مسند طياسى » / 228 ، حديث 1645 + « سنن ابىداود » / 308 - 307 ، كتاب النكاح + « سنن ابىماجه » ، كتاب النكاح ، حديث 1869 .