10 ابوسفيان در دوران دو خليفه
قاتلهم الله ابوا الّا ضعناً
« خدا آنان را بكشد كه از كينهتوزى نسبت به مسلمانان دست بر نمىدارند »
زبير
ابنعساكر ، تاريخ نويس بزرگ دمشق ، مىنگارد : روزى ابوبكر ، در دوران حكومت خود ، با ابوسفيان سخنانى درشت بر زبان راند . پدرش قحافه گفت : اى ابابكر ! آيا اين گونه با ابوسفيان سخن مىگوئى ؟
ابوبكر در جواب گفت : اى پدر ! خداوند به خاطر اسلام ، خاندانهائى را بزرگى داد و خاندانهايى را پستى ! خاندان من در ميان بزرگى يافتگان و دودمان وى دى ميان پست شدگان هستند .
در هنگامى كه عمربنالخطاب براى حج به مكه آمده بود ، به وى خبر دادند كه ابوسفيان خانهاى بنا كرده است و به خاطر سنگهايى كه براى خانهاش بر سر راه سيل گرد آورده شهر را در معرض سيل قرار داده است ! عمر با شكايتكنندگان همراه شده به در خانهء او رفت . انگاه دستور داد كه ابوسفيان سنگها را بر دوش گرفته خود به سر جايش باز گرداند .
سپس دست به آسمان بلند كرده گفت : خداوندا ! حمد تو را بجا مىآورم كه