تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

11 ابوسفيان در عصر عثمان

فوالله ما من جنة و لا نار « به خدا سوگند نه بهشتى هست و نه دوزخى ! » ابوسفيان زمان‌ها گذشت ، و با كشته شدن عمر ، عثمان به خلافت رسيد . ابوسفيان به خاطر خويشاوندى با خليفه ، احترامى تازه يافت ، و ديگر چون گذشته تحقير نمىشد . در اين زمان وى روزى به مجلس عثمان وارد شد ، و گفت : اى فرزندان اميه ! خلافت از آن هنگام كه به دست افراد دو قبيلهء تيم و عدى ( / ابوبكر و عمر ) افتاد ، من در آن طمع مىكردم ! اكنون كه به چنگ شما رسيده است ، همانطور كه كودكان با توپ بازى مىكنند ، بايستى آن را در ميان خود گردش دهيد ، به خدا قسم نه بهشتى است و نه دوزخى ! ! * « 1 » « 2 » روايت ديگر چنين نقل شده است كه ابوسفيان گفت : اى بنىاميه ! خلافت را چون گوى بهم پاس دهيد ، قسم به آن كس كه ابوسفيان به دو سوگند ياد مىكند ، من مدت‌هاى دراز است كه اميدوار بودم خلافت به دست شما برسد ، اكنون
هامش
( 1 ) * يا معشر بنىاميه ، ان الخلافه صارت فى تيم و عدى حتى طمعت فيها ، و قد صارت اليكم فتلقفوها بينكم تلقف الصبى الكره ، فوالله ما من جنه و لا نار ، ( الاغانى 6 / 356 - 355 و الاستيعاب / 690 . ) ( 2 ) « الاغانى » 6 / 356 - 355 + » الاستيعاب » / 690 + « النزاعو التخاصم » / 20 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 49 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى