6 نوادرى از زندگانى عائشه
رحم الله عليا لقد كان علي الحق
« خداى على را رحمت كناد كه پيوسته با حق بود . »
عائشه
با وجود اين كه عائشه در زندگانى خود هميشه در كوران حوادث بسر مىبرد ، و با گرفتارىهاى بزرگ درگير بود ، با نكتهسنجى و ظرافت طبعى كه داشت به مزاج و گفتگوئى بىتوجه نبود . در تاريخ از وى وقايع و حوادثى در اين زمينه باقى مانده است . اين عبد ربه در كتاب مشهور « العقد الفريد » مىنويسد كه :
روزى حضرت حسن بن على عليه السلام بر معاويه وارد شد . عبدالله بن زبير و ابوسعيد فرزند عقيل در مجلس معاويه حضور داشتند . هنگامى كه حضرت مجتبى عليه السلام جلوس فرمود ، معاويه پرسيد : اى ابا محمد ! على و زبير كدام بزرگتر بودند !
امام فرمود : آن دو از نظر سنى به هم نزديك بودند ، اما امام اميرالمؤمنين از زبير بزرگتر محسوب مىشد !
عبدالله بن زبير به سخن در آمده گفت : و خداى زبير را رحمت كند ! ؟ * « 1 »
هامش
( 1 ) * عبدالله با اين جمله مىخواست بگويد كه خداى على عليه السلام را مورد رحمت خويش قرار ندهد !