دربارهء رجم و شيرخوارگى بزرگسالان نازل گرديده بود ، و در آن براى محرميت ، ده بار شير خوردن را كافى مىشمرد اين آيه در زمان حيات رسول ، در ورقهاى نوشته شده بود ، و در زير تخت خواب من قرار داشت . آنگاه كه رسول اكرم در بستر بيمارى بود ، و آخرين ساعات خود را مىگذرانيد ، و ما به پرستارى او مشغول بوديم ، يكى از حيوانات اهلى منزل به اطاق داخل شده ورقهء مزبور را خورد ! ! در نتيجه آيهء مزبور بحث از ميان رفت « 1 » * « 2 »
در روايات ديگرى كه صحيح مسلم از عائشه امالمؤمنين نقل كرده است ، عائشه مىگويد : در قرآنى كه بر پيامبر اكرم نازل شده بود ، اين آيه وجود داشت : « عشر رضعات معلومات يحرمن » يعنى : ده بار شير خوارگى معين و معلوم ، باعث محرميت مىشود . سپس اين آيه نسخ شد با « خمس معلومات » پنج بار معلوم ! ! و پيامبر وفات كرد ، در حالى كه اين آيه در قرآن تلاوت مىشد ! ! .
نووى دانشمند بزرگ اهل تسنن و شارح صحيح مسلم مىگويد : معنى روايت اين است كه نسخ شدن « عشر رضعات » به واسطهء « خمس رضعات » در اواخر
هامش
( 1 ) اين روايت و شرح آن را ، در صحيح مسلم با شرح نووى بنگريد 10 / 30 - 29 .
( 2 ) * گويا عايشه در هنگام گفتن اين كلمات ، فراموش كرده بود كه خداوند متعال ، خود نگهدارى و پاسدارى كتاب خويش را به عهده گرفته است .« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »( حجر - 9 )
باضافه اينكه قرآن يعنى اساسىترين مدارارك و متون دين خدا ، آنقدر بىاهميت نخواهد بود كه به وسيلهء يك حيوان احكام آن از ميان برود . مگر پيامبر اين آيه را تنها به عائشه ابلاغ كرده بود ؟ مگر آن حضرت براى انجام زسالت جهانى خود ، به همين مقدار از كوشش و تيليغ اكتفا مىنمود ؟ آيا مسلمانان با همهء علاقه و اهتمامى كه به قرآن و حفظ آن داشتند ، ممكن بود آيهاى را فراموش كنند ؟ به ويژه كه در آن روزگاران ، هر كس قدرت نوشتن دارا بود ، به وسيلهاى كه ممكن مىشد ، قرآن را مىنوشت ، و آن را در نزد خويش نگاه مىداشت . تا آن جا كه با قدرت تمام مىتوان گفت ، پس از وفات رسول اكرم ( ص ) صدها قرآن مكتوب - صرفنظر از هزاران حافظ قرآن - در نزد اصحاب موجود بود .
در جواب اين همه اشكال بايست بگوئيم روايت امالمؤمنين عائشه به كلى از حقيقت خالى بوده است ، و راوى بدين وسيله مىخواسته كه براى اثبات نظر خويش دليلى پر قوت بتراشد ، و به وسيلهء آن مردم را قانع كند ! ؟