عائشه گفت : اگر او را مىكشتى هرگز رستگار نمىشدى ، زيرا من از رسول خداى ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « جز در يكى از سه حال ، كشتن هيچ مسلمانى روا نيست : يا آنكه كسى را كشته باشد ، و كشته شود ، يا مردى كه با داشتن همسر ، زنا كند ، يا پس از اسلام مرتد شود . » « 1 » .
در اينجا سزاوار است ما از عائشه بپرسيم : اى مادر مؤمنان ! چرا اين سخن پيامبر را به فرزند خواهرت ، عبدالله بن زبير ياد آور نشدى ؟ مگر او خواهان قتل مردى مسلمان چون اشتر نبود ؟ و يا مگر حرمت قتل مسلمان منحصر به شخص عبد الله بود ، و هزاران مسلمانى كه بىگناه در راه هوى پرستى ، در آن جنگ هولناك بقتل رسيدند ، در اين حكم شركت نداشتند ، و خونشان از نظر خدا و اسلام ارزشى نداشت !
ديگر از نوادرى كه از عائشه در تواريخ بازمانده است ، داستانى مىباشد كه ابن عبد ربه در « العقد الفريد » بازگو مىكند : پس از جنگ جمل روزى ام اوفى عيديه كه از قبيلهء عبدالقيس بود ، و از قبيلهء وى صدها مرد با شهرت ، مانند حكيم بن جبله را لشكر عائشه كشته بودند ، بنزد عائشه رفت ، و گفت : اى مادر مومنان ، دربارهء مادرى كه فرزند خردسال خويش را بقتل برساند ، چه مىگوئى ؟
عائشه گفت : آتش دوزخ بر او لازم شود !
پرسيد : دربارهء مادرى كه از فرزندان بزرگسال خود ، بيست هزار نفر را به خاك و خون بكشاند ، چه مىگوئى ؟ ! !
عائشه فرياد برآورد : اين دشمن خدا را بيرون كنيد ! « 2 » .
راستى اين ملامت چه اندازه بر امالمؤمنين عائشه سخت و گران بوده است حادثهء جنگ جمل ، با همهء عظمت و هولناكىاش چون كوهى گرانبار بر ذهن و فكر عائشه فشار مىآورد ، و در تمام دوران حيات خويش را از دست نداده بود ! ما در گذشته سخنانى از عائشه نقل كرديم كه نشانهء ندامت و پشيمانى شديد او از مشاركت او در اين جنگ بود . شايد گفتارى كه از اين پس نقل مىكنيم ، از شمار
هامش
( 1 ) « العقد الفريد » در اخبار مربوط به پايان جنگ جمل + « عيون الاخبار » 1 / 202 .
( 2 ) « العقد الفريد » 2 / 455 .