آنها به عائشه گفتند : بخداى سوگند ! ما مسئله سالم را اجازتى مىدانيم كه رسول خداى تنها به شخص او داده است . لذا ما هيچ كس را بدينوسيله به نزد خويش به عنوان « محرم » نمىپذيريم « 1 » .
سالم بن عبدالله بن عمر يكى از افرادى بود كه با چند بار شير خوردن ، در دوران بزرگسالى خود ، به نزد عايشه رفت و آمد مىكرد . صاحب طبقات مىنويسد : امالمؤمنين عايشه سالم را به نزد خواهرش امكلثوم همسر عبدالله بن ربيعه فرستاد ، تا او را شير دهد ، و بدين وسيله وى بتواند به نزد او بيايد ، و از او احاديثى بشنود « 2 » .
حديث آينده كه مسلم در صحيح خود روايت كرده است ، نظر امسلمه و ساير همسران رسول خدا را در مسئلهء « رضاع » تأييد مىنمايد :
عائشه مىگويد روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله بر من وارد شد ، مردى را كه نزد من نشسته بود ، مشاهده كرد ، اين مسئله سخت بر رسول خدا ( ص ) گران آمد ؛ به طورى كه اثرات خشم را در سيماى او مشاهده كردم ! عرضه داشتم : اى رسول خداى اين مرد برادر رضاعى من است !
فرمود : « انظرن اخوتكن من الرضاعهء ، فانما الرضاعهء من الجماعهء » « 3 » .
نووى شارع مشهور صحيح مسلم در شرح اين حديث مىنويسد : « انظرن اخوتكن » يعنى بايستى تأمل و تفكر كنيد ، در زمينهء اين واقعه ، آيا اين شيرخوارگى با شرايط كامل انجام شده و زمان آن با دورانى كه قانون اسلام تعيين مىكند ، تطبيق دارد يا خير ؟ زيرا « رضاع » و شيرخوارگى از گرسنگى سرچشمه ميگيرد ، و همين است كه دقت و تأمل لازم دارد چه « المجاعه » به معناى گرسنگى مىباشد . يعنى آن شيرخوارگى كه سبب حرمت ازدواج مىشود و نظر كردن را روا مىدارد ، در صورتى است كه كودك آنقدر خردسال باشد كه بواسطهء شير ، گرسنگىاش رفع شود ، و غذاى ديگر احتياج نداشته باشد . در صورتى كه افراد بزرگسال لا شير تنها سير نخواهند شد ، و احتياج به غذاهاى ديگرى چون نان خواهند داشت !
پس هر كس از شير يك مادر بخورد ، فرزند رضاعى او و برادر رضاعى
هامش
( 1 ) « مسند احمد » 6 / 271 - 270 + « الموطاء » كتاب الرضاع 2 / 115 .
( 2 ) « صحيح مسلم » باب رضاعه الكبير 4 / 170 - 168 + « سنن النسائى » باب رضاع الكبير از كتاب نكاح ، با اين عبارت فلا يدخل علينا احد بهذه الرضاعه و لا يرانا + « طبقات الكبرى » 8 / 271 - 270 و فى روايته : ابى ازواج النبى ( ص ) ان يأخذن بهذا و قلن : انما هذه رخصه من رسول الله ( ص ) لسهله ، و در شرح حال سالم 3 / 87 نيز نزديك به همين مضمون بازگو شده است + « مسند احمد » 6 / 312 ، از ام سلمه + « سنن بان ماجه / حديث 1947 + سنن ابىداود 1 / 79 - 278 از عائشه و امسلمه .
( 3 ) « طبقات ابن سعد » 8 / 462 ، در شرح حال امكلثوم دختر ابوبكر ، و 8 / 271 در شرح حال سهله + « الموطاء » ، كتاب الرضاع 3 / 114 + « بخارى » 3 / 162 + « سنن نسائى » 2 / 170 + « مسند احمد » 6 / 174 + « ابن ماجه » ، حديث 1945 .