حديث بدين گونه در مسند احمد وارد شده است . عائشه مىگويد :
سهله دختر سهيل بن عمرو ، زن ابوحذيفه ، به نزد رسول خدا ( ص ) آمده عرضه داشت كه سالم غلام آزادكردهء ابوحذيفه به خانهء ما وارد مىشود ، در حالى كه ما تنها يك لباس در بر داريم . و كاملا پوشيده نيستيم . ما او را فرزند خود مىخوانديم ؛ زيرا ابوحذيفه غلام خويش را به فرزندى قبول كرده بود ، همانطور كه رسول خدا ( ص ) زيد را به فرزندى قبول كرده است .
اين آيه نزول يافت :
« ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ »
* « 1 » آن پسرخواندهها را به نام پدران واقعيشان بخوانيد ، اين به عدالت نزديك تر است . رسول اكرم به سهله فرمود : تو غلام آزاد كرده و پسر خواندهء خود را پنج بار شير بده ، پس از آن مانند فرزند رضاعى تو خواهد شد ، و به تو محرم مىباشد .
عائشه با استناد به اين روايت - كه راوى آن نيز خودش بود - به خواهران خود و دختران خواهر خود فرمان مىداد تا مردانى را كه عائشه دوست مىدارد كه به نزد او بيايند ، هر چند مرد كامل باشند ، پنج نوبت شير دهند تا به وسيلهء اين شيرخوارگى با عائشه محرم شوند ، بتوانند به راحتى به منزل و مجلس او وارد گردند . اما ساير زنان پيامبر :
امسلمه و ديگران از اين عمل خوددارى كردند ، و اجازه نمىدادند كه مردى بزرگسال با خوردن شير خواهرشان - مثلا به نزد آنها بيايد و با ايشان مانند خويشاوندى محرم رفتار كند ! بلكه مسئله شيرخوارگى را مختص به دوران كودكى مىدانستند ، و به عائشه مىگفتند : ما نمىدانيم شايد رسول خداى فرمانى كه در زمينهء سالم آزاد كرده ابوحذيفه و پسر خواندهء او بوده است ، اجازاتى شخص او باشد ، و اين حكم درباره ديگران صحيح نباشد « 2 » .
اين حادثه در صحيح مسلم در طى شش حديث روايت شده و آخرين آنها به لفظى كه او نقل مىكند ، چنين است :
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء احزاب / 5 .
( 2 ) بخارى : « الجامع الصحيح » ، باب طواف النساء مع الرجال 1 / 195 .