اما آنگاه كه با مرگ برادرم « مالك » از يكديگر دور شديم .
با آن همه دلبستگىها و همراهىها ، گوئى هرگز شبى را نيز با هم نبودهايم * « 1 » « 2 » .
سپس با سوز و گداز اضافه كرد : بخداى سوگند ! اگر در هنگام مرگ تو حاضر بودم ، همان جا كه جان سپردى ، به خاكت مىسپردم ، و ديگر در آن حال بر تو نمىگريستم .
آرى ! بدين صورت ، اختلاف ميان عائشه و بنىاميه قوتى تازه يافت ، و آتش شر شعلهاش بالا گرفت . در اين ميان عائشه برادرى از دست داده بود . او با مرگى ناگهانى و ناشناخته از دنيا رفته بود ! نه ! بلكه علت مرگ او را با دقت مىشد ، شناخت كه وى همانطور كه مالك اشتر * * « 3 » در راه مصر مسموم شده و به مرگ تن سپرد ، در راه مكه جان داده بود ! ؟ بىگمان مرگ او چون وفات عبدالرحمن بن خالد و سعد وقاص و رحلت حسن مجتبى عليه السلام ، بىريشه نبود . اين نامداران زمان ، همگى به خاطر باز شدن راه بيعت يزيد كشته شده بودند .
از همين جا آتش شر و اختلاف ميان عائشه و بنىاميه درمىگرفت كه او
هامش
( 1 ) * اين مرثيه را در اصل برادرش مالك بن نويره سروده آن گاه كه خالد بن وليد او را در سرزمين بطاح پس از نمازگزادن اسير كرده و گردن زد و با همسرش همان شب هم بستر شده است . داستان دو نديمه جذيمه بن الابرش كه از پادشاهان حيره بود ، و در دوستى و همزيستى در عرب ضرب المثل شده بودند ، متمم در اين جا به زندگى خود و مالك تشبيه نموده است . ام المومنين عائشه نيز در مرگ نا به هنگام برادر به اشعار متمم استشهاد مىنمايد .
( 2 ) « الاستيعاب » 2 / 373 .
( 3 ) * * اشتر ، مالك بن حرث نخعى است كه رياست قوم خويش را داشت و زمان رسول اكرم را درك كرد . در جنگ يرموك چشمش آسيب ديد از اين رو به اشتر لقب يافت . او در جنگ جمل و صفين شجاعتها و جان بازىها كرده است . در سال سى و هشتم ، از هجرت والى مصر شد . اما در راه به توطئه معاويه به دست دهقانى در عريش كه شهرى دراطراف شام بود ، كشته شد . ( مروج 2 / 139 + يعقوبى 2 / 170 + شرح النهج 2 / 29 + طبرى ، حوادث سال 39 - 38 + معجم البلدان 1 / 454 )