معاويه جان سپرد « 1 » .
طبرى مىنويسد : در سال چهلم از هجرت ، معاويه بسربنابىارطاه را با لشگرى به سرزمينهاى تحت فرمان امام ، فرستاد . او با لشگرش از شام حركت كرد ، تا به مدينه رسيد . حملهء اين مرد خونخوار سخت مردم بىدفاع آن شهر و افراد باقيماندهء انصار - كسانى كه ساليان دراز از اسلام دفاع كرده و در اين راه از بذل جان و مال خوددارى ننموده بودند - را به ترس و وحشت دچار كرد . در اثر حمله ، بسيارى از خانههاى شهر مدينه ويران شده ، گروه بسيارى بىخانمان گرديدند .
سپس از مدينه بيرون آمده ، به سوى يمن رفت . در سرزمين يمن لشگر بسر ، به بار و بنهء عبيداللهبنعباس والى اين سرزمين برخورد كرد كه همراه آن دو فرزند خردسال وى بودند . اين مرد بىرحم و خونخوار ، به دست خود آن دو را سر بريد ! ! البته اين تنها جنايت و خونرزى او نبود ، بلكه افراد بسيارى از مسلمانان هوادار امام اميرالمؤمنين ( ع ) ، را به قتل رسانيد ، تنها به گناه دوستى و علاقه نسبت به آن امام بزرگوار ! ؟ « 2 »
ابراهيمبنمحمد ثقفى ، مورخ بسيار كهن اسلامى ، در كتاب « غارات » نوشته است : معاويه بسر را با سه هزار تن سرباز شامى به عراق فرستاد . و به دو فرمان داد همچنان برو تا به مدينه برسى . مردم را پراكنده كن ، و با هر كس برخورد كردى او را بترسان . اموال كسانى را كه مالى دارند ، و در اطاعت ما داخل نيستند ، غارت كن ! !
فرمان مشئوم معاويه به دست بسر اجرا شد . اين مرد و لشكرش به هر آبادى مىرسيدند ، شتران و چهارپايان آنها را تصاحب كرده يا سوار مىشدند ، و يا اينكه آن را به همراه خويش مىبردند . در تمام راه ميان شام و مدينه ، آبادىها به همين سرنوشت اسفبار دچار شدند . پس از رسيدن به شهر مدينه ، بسر و لشگرش به شهر وارد شدند . او در ميان مردم مسلمان شهر به سخنرانى پرداخت ، و آنها را سخت
هامش
( 1 ) « الاغانى » 15 / 45 + « تهذيب » ابن عساكر 3 / 222 - 220 .
( 2 ) « طبرى » 6 / 78 .