جنگ ، ناگاه خود را با امام روبرو ديد . به سوى آن حضرت حمله آورد . اما اميرالمؤمنين ( ع ) پيش از آن كه اسلحهء او فرود آيد ، ضربتى به وى زد كه او را از روى زين بر زمين انداخت . اين مرد بىحيثيت كه جان خود را در چنگ شيرى قوى پنجه و دلير مردى چونان امام سخت در خطر مىديد ، ناگزير به عملى شرمآور و ننگين و دور از مردانگى دست زد . لباس خويش را به كنارى زد ، تا عورتش آشكار شد ! ! امام بزرگوارانه - همانطور كه هميشه بود - چشم پوشيده رو گردانيد ، و او را به حال خود واگذاشت .
چنان كه مىدانيم در همين جنگ نيز ، حادثهاى ديگر ، به همين شكل ، براى عمرو عاص اتفاق افتاد . امام آن روز نيز روى گردانيد ، و از قتل مردى كه در ميدان جنگ ، براى حفظ جان خويش ، به اين اندازه از پستى تن در داده بود ، خوددارى كرد .
اين دو حادثه در ادبيات عرب ، انعاكاسى تند داشته و شاعرانى چند ، دربارهء آن شعر گفتهاند . از جمله حارثبننضر سهمى است كه چنين مىسرايد :
آيا در هر روز از روزهاى جنگ ، شما سوار جنگآورى به ميدان گسيل مىكنيد ؟
كه عورت او در ميان گرد و غبار ميدان جنگ ، نمايان مىشود !
در اين هنگام است كه على نيزهء خود را بر روى او فرود نمىآورد .
و معاويه در نهان بر آن مرد مىخندد ! ؟
ديروز عورت عمرو آشكار شد ، و اين زشتكارى هميشه چون دستارى بر سر او بسته خواهد ماند .
و امروز نيز عورت بسر ، چون عورت عمرو نمايان گشته است !
به عمرو و عاص و بسر بگوئيد : راه خود را بدقت بنگريد .
نكند ديگر بار با شير ژيان روبرو شويد !
شما لازم است كه ثنا خوان و ستايشگر عورتهاى خود باشيد ! !
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١١٢