با چنين وضعى مهاجمين به شهر خويش بازگشتهاند ، در حالى كه دستشان از اموال غارت شده پر بوده و هيچ كدامشان هم كوچكترين زخمى بر نداشتهاند ! ؟
اگر يك مرد مسلمان و غيور به خاطر اين اعمال ضد انسانى و خلاف اسلام از تأسف و اندوه بميرد ، سزاوار است ، و مورد سرزنش نخواهد بود . » « 1 » .
ج : عبدالله بن مسعده
امره ان يصدّق من مرّ به من اهل البوادي و ان يقتل من امتنع من عطائه
« معاويه به من فرمان داد از اين جا به مكه هر كس از قبايل بدوى به تو زكات تپرداخت ، به قتل برسان . »
طبرى
« عبداللهبنمسعده » ، فرزند حكمه بن مالك بن بدر فزارى ، يكى ديگر از سركردگانى بود كه معاويه براى ويرانگرى و خرابكارى در قلمرو امام به سوى عراق اعزام نمود .
او در كودكى در جنگى كه زيدبنحارثه با قبيلهء بنى فزاره كرد ، اسير شد . پيامبر اكرم وى را به دختر گراميش فاطمه ( ع ) بخشيد . آن حضرت نيز وى را آزاد كرد . عبدالله در ابتدا در شمار هواخاهان امام اميرالمؤمنين عليه السلام بود . اما پس از مدتى به نزد معاويه به دمشق رفت ، و چنان تغيير فكر داد كه به صورت يكى از سرسختترين دشمنان امام درآمد . زندگى او دراز شد تا آنجا كه در دوران يزيدبنمعاويه در واقعهء « حرّه » يا حملهء لشگر شام به مدينه شركت كرد . جنگى كه سراسر قساوت و تجاوز و هتاكى وننگ بود ، و لكهء سياه ديگرى بر دامان آلودهء يزيد و خلافت بنى اميه نشانيد .
عبدالله بعدهت نيز در جبههء شاميان ، با عبداللهبنزبير جنگيد ، و بر اثر آن سخت مجروح شد . مورخين پس از واقعهء ديگر از زندگانى اين مرد چيزى ننوشته اند « 2 » .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » 1 / 63 ، شرح محمد عبده + « البيان و تبين » 1 / 170 + « كامل مبرد » 1 / 13 + « عيون الاخبار » 2 / 236 + « العقدالفريد » 2 / 163 + « الاغانى » 15 / 43 ، چ دوساسى .
( 2 ) رجوع كنيد به « اسدالغابه » 3 / 255 + « الاصابه » 2 / 359 ، شمارهء 4953 نسب او در « جمهره انساب العرب » / 245 ، جنگ بنىفزاره در « طبرى » 4 / 83 + « يعقوبى » 2 / 44 + « المحبر » / 490 + « امتاع الاسماع » 70 - 269 آمده است .