سخنرانى اعلام كرد كه او ولى مقتول است ، و بايستى انتقام خون او را از كسانى كه وى را بنا حق كشتهاند ، بگيرد !
مردم شام در برابر اين صحنهسازى هاى سخت فريبنده گول خوردند ، و گرفتار دام فريب معاويه شدند . مگر نه اين بود كه شاميان به دست يزيد ، برادر وى اسلام آورده و در حدود بيست سال بود كه در تحت تربيت معاويه بسر برده بودند . بنابراين سادهلوحى آنها از يك سو و تربيتشان به شكلى كه بنىاميه مىخواستند ، و انس ساليان دراز با ايشان از سوى ديگر ، دست بدست هم داده و آنها را براى پذيرش نقشهها و افكار معاويه آماده ساخته بود . همهء اين عوامل باعث شد كه مردم شام به زودى با وى بيعت كرده ، سر به فرمان بودن خود را اعلام داشتند « 1 » .
شاميان مىخواستند با امام بجنگند ، و مىپنداشتند كشندگان عثمان ، در اطراف وى و در پناه او قرار دارند ، و ايشان آنها را بدست خواهند آورد و به انتقام خون خليفهء شهيد مظلوم ! ! به قتل خواهند رساند . بيعت انجام شد ، و مردم شام براى خونخواهى عثمان ، به همراه معاويه ، به جنگ امام اميرالمؤمنين ( ع ) حركت كردند . دو لشگر در ربيع الاخر سال سى و ششم از هجرت ، در سرزمين صفين با يكديگر تلاقى نمودند « 2 » .
مدت توقف دو لشكر در دشت پهناور صفين ، كنار رود فرات بسى به طول انجاميد . امام اميرالمؤمنين هيچگاه در جنگها ، نخستين قدم را برنمىداشت كه اسلام اين گونه مىخواست ، و چنين فرمان مىداد . در همان اولين روزها معاويه معبر فرات را - كه تنها محل دسترسى به آب بود - تصرف كرده و آب را به روى لشكريان امام بست ، و با اين كه عمرو عاص مشاور حيلهگرش به دو پند داده بود كه على هيچ گاه تشنه نخواهد ماند ، دست از عمل زشت و ننگين خود برنداشت . اما اشتر ، سردار شجاع لشكر امام ( ع ) با تلاش و كوششى پىگير ، راه استفادهء آب را از لشگر معاويه باز پس گرفت . آنگاه آن چنان كه سزاوار بزرگى و بزرگوارى علوى بود . پيامى بدين مضمون به معاويه فرستاد :
« ما عمل تو را به بدى كيفر نمىدهيم . ما و شما در استفاده از آب برابريم . بيائيد و آب را برداريد . آب براى استفادهء همگان آزاد است . » « 3 »
هامش
( 1 ) « صفين » / 128 - 127 ، تحقيق عبدالسلام هارون .
( 2 ) « صفين » 209 + « شرح النهج » 1 / 250 .
( 3 ) « صفين » / 193 .