تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هنوز جرئت و جسارت شوريدن عليه خليفهء وقت را نداشت . مىبايست ديگران - عائشه و طلحه و زبير - اين راه سياه را بكوبند ، تا او بتواند از آن گذر كند . بنابراين بهتر است با امام كنار بيايد . در ضمن با به چنگ آوردن مصر ( / افريقاى مسلمانان ) ، استان بزرگ ديگرى بر سرزمين وسيع تحت حكومت خود اضافه كند ، تا با مرگ امام ( ع ) بتواند با راحتى بيشترى خلافت اسلام را قبضه نمايد : جرير در پاسخ معاويه گفت : تو هر چه مىخواهى بنويس ، من هم نامه‌اى خواهم نگاشت . معاويه نظريات خويش را به امام نوشت ، امام در جواب به جرير چنين مىنويسد : « بطور قطع معاويه در نظر دارد كه بيعت مرا به گردن بگيرد ، و آنچه دوست دارد به انجام رساند . او مىخواهد تو را آنقدر سرگردان و معطل كند كه در آمدن بتواند افكار مردم را بدست گيرد . مغيره بن شعبه آنگاه كه در مدينه بودم چنين به من اشارت مىكرد كه معاويه را بر شام باقى بدارم . من از اين كار سر باز زدم ، زيرا دوست نداشتم كه خداوند مرا كمك خواه گرمراهان و سياهكارانى چون معاويه به بيند . اگر اين مرد بيعت مرا پذيرفت ، بسيار خوب ، و گر نه به زودى به نزد ما باز گرد . » « 1 » ابن كثير ، مورخ قرن هشتم ، در تاريخ خويش « البدايه و النهايه » مىنويسد كه عقبه‌بن‌ابىمعيط نامه‌اى به معاويه نگاشته و او را از اينكه به اميرالمؤمنين نامه نوشته و از وى درخواست حكومت شام و مصر را كرده است ، سخت ملامت و سرزنش كرد ، و اين اشعار را در نامهء خويش درج نمود : معاويه ، شام سرزمين توست ، آن را از دست مده . دقت كن كه دشمنانى را كه چون افعى خطرناكند ، بدان راه ندهى . على در انتظار است كه چه پاسخ مىدهى ! براى او جنگى به ارمغان ببر كه موهاى سياه جوانان را سپيد كند !
هامش
( 1 ) نصربن‌مزاحم « صفين » / 58 + « شرح النهج » 1 / 250 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى