از شام خودت ، با شمشيرها و نيزهها حمايت كن .
دست بسته و سست مباش .
و گرنه زير بار تسليم رو كه در امن ، آسودگىها براى آن كس كه خواهان جنگ نيست ، نهفته است ! .
اى فرزند حرب ! آن نامهاى كه از راه طمع نوشتى .
مصيبتهاى بزرگ بر سرت خواهد ريخت .
در آن نامه از على خواستههائى داشتى كه بدان هرگز نمى رسى !
اگر به خواستهات نيز برسى ، جز شبى چند پايدار نخواهد ماند .
آنقدر به آرزو مىنشينى ، كه سرانجام به چيزى برسى كه تو را هلاك كند ، پس اين اندازه آرزو در سر جمع مكن .
مردى مانند على را ، هرگز تو با نيرنگت ، فريب نخواهى داد ، در گذشته به مقدار كافى او را آزمايش كردهاى ، آنچه را كه تو خراب مىكردى ، او مىساخت .
اگر چنگال او يك بار در تو فرو برود ، تو را كه پوستها را مىكندى ، پوست خواهد كند ! « 1 » .
هامش
( 1 ) « البدايه و النهايه » 8 / 129 .