7 معاويه پس از عثمان
لم يكن ليراني الله اتخذ المضلين عضدا
« خدا نكند گمراهكنندگان را به يارى بگيرم »
على بن ابيطالب
چنان كه در گذشته ديديم * « 1 » به خاطر ثروت اندوزى و جنايات خويشاوندان عثمان كه اختياردار تمام قلمرو اسلام شده بودند شورش و آشوب چون سيل شهرهاى بزرگ اسلامى را فرا گر فت ، و مسلمانان ناراضى عثمان را در مدينه به تنگنا انداختند . خليفهء سوم به معاويه نامهاى نوشت - همانطور كه به ديگر فرمانروايان و استانداران نوشته و از آنان كمك درخواست كرده بود - او در نامهاش چنين نگاشته بود :
« . . . اهل مدينه كفر ورزيده بند طاعت و پيروى از گردن برداشته و بيعت خود را نقض كردهاند . جنگجويان شام را بر هر نوع مركب كه ممكن است ، سوار كرده و به كمك من روانه ساز . »
نامه به معاويه رسيد . او به خوبى خرابى اوضاع را درك مىكرد . شايد در انتظار اين بود كه با مرگ عثمان و از ميان رفتن رقيبى نيرومند چون او ، قدمى به كرسى خلافت نزديكتر گردد ، لذا با وجود همهء حقوقى كه عثمان بر او داشت ،
هامش
( 1 ) * به مجلد دوم از ترجمهء كتاب حاضر نگاه كنيد .