تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
روزى نزد وى ، صحبت از سواد و جبل شد ، * « 1 » و حاضرين آبادانى سواد را بر جبل ترجيح دادند ، و گفتند در مزارع و بستان‌هاى سواد و همه محصولات جبل وجود دارد ، و علاوه بر آن نخل هم هست . رئيس شرطه شهر گفت : اى كاش اين آبادىها به امير تعلق داشت ، و شما داراى مزارع و باغاتى بهتر از آن بوديد ! ؟ مالك اشتر در جواب وى عرضه داشت : اگر آرزو مىكنى براى امير ، آرزو كن كه او بهتر از مزارع و باغات ما را به چنگ آورد ، و اموال ما را براى او آرزو مكن ، و آن را بخودمان واگذار ! آن مرد گفت : اين آرزو براى تو چه زيانى داشت كه چنين رو ترش كردى ؟ بخداى سوگند ! اگر او اراده مىكرد ، و خواستار بود ، همهء اين باغها و بستان‌ها را مىتوانست تصاحب كند ! ؟ اشتر جواب داد : بخداى سوگند ! اگر قصد تصاحب آن را هم بكند ، بدان توانايى نخواهد يافت ! سعيدبن‌العاص سخت از اين گفتار در غضب و خشم شد ، و رو به حاضرين كرده گفت : باغ‌ها و بستان‌هاى سواد ، اصولا مال قريشيان است ! ( مقصود از قريش بزرگان بنىاميه و قبيلهء تيم و عدى و مانند ايشان است كه در مكه بودند ، به خلاف انصار كه در اصل از اهل يمن مىباشند ، و مالك اشتر و بيشتر اهل كوفه از آن قبايل بودند . ) اشتر در پاسخ او به تندى اظهار داشت : مىخواهى ثمرات جنگ‌هاى ما و آنچه خداوند نصيبمان ساخته است ، تيول خود و اقوامت بنمائى ! بخداى سوگند ! اگر كسى نسبت به زمين‌ها و مزارع اين نواحى نظر سوئى داشته باشد ، چنان خواهيمش كوبيد كه ترسان و ذليل شود ! « 2 »
هامش
( 1 ) سواد آبادىها و مزارع عراق بود كه در دوران عمر فتح شد ، و به خاطر فراوانى درختان و زراعات سواد ناميده گشت . ( يعنى زمين از فرط خرمى و سبزى سياه رنگ گرديده است ) اين ناحيه از نظر طول از موصل شروع شده و به آبادان ختم مىشود ، و از نظر عرض از عذيب در قادسيه آغاز و به حلوان ختم مىگردد . اما جبل نواحى ما بين اصفهان و زنجان و قزوين و همدان و دينور و قرمسين و رى مىباشد . ( معجم البلدان ) ( 2 ) « نساب الاشراف » 5 / 40 .