« واثكل اسماء »
واى به حال اسماء كه بعزاى فرزند ، خواهد نشست .
( عايشه )
نبرد عبدالله و اشتر
طبرى از خود « عبدالله » نقل مىكند كه او مىگفت : در جنگ جمل سىو هفت جراحت شمشير و نيزه بر من رسيده بود گرچه آن روز لشكر ما از نظر كثرت و تعداد افراد به كوه سياهى شباهت داشت و با هيچ نيرو و قدرت قابل شكست نبود با اينحال شكست و هزيمتى بر ما وارد آمد كه همانند آن را در هيچ جنگى سراغ ندارم
ابن زبير اضافه مىكند كه در آن جنگ ، افسر شتر عايشه را كسى به دست نمىگرفت مگر اينكه در همان حال از پا در مىآمد من نيز با اينكه سىو هفت جراحت بر پيكر داشتم بناچار ، افسار شتر عايشه را به دست گرفتم عايشه پرسيد كيست كه افسار شتر را به دست گرفته است ؟ گفتم : « عبدالله پسر زبير » چون عايشه متوجه بود كه هر كس افسار شتر را به دست مىگيرد جان به سلامت نمىبرد اين بود كه