اى مادر عزيز ! اى عايشه ! هيچ ترس و بيمى به خود راه مده كه فرزندان شجاع و نيرومندت در اطراف تو شمشير به دست گرد آمدهاند .
اى مادر ما ! اى همسر رسول خدا ! توئى همسر سرچشمهء رحمت و بركت ، توئى همسر پيشواى جهان بشريت . « 1 »
4 - عوفبنقطن كه يكى ديگر از قهرمانان قبيله « ضبه » بود از ميان لشكر عايشه بيرون آمد و فرياد بر آورد كه : مردم ! خون عثمان در گردن على و فرزندان اوست اين بگفت افسار شتر عايشه را بدست گرفت و شروع بجنگ نمود و در موقع جنگ چنين رجز مىخواند :
« مادر ! مادر ! منم دور از وطن كه نه خواهان گورم و نه خواهان كفن .
رستاخيز « عوف » در همين بيابان و ميدان جنگ بايد برپا گردد .
زندگيم در اينجا بايد پايان پذيرد و از همين جا به صحراى محشر خواهم رفت .
اگر امروز على از چنگال خونين ما برهد بسيار مغبون خواهيم بود و اگر جگر گوشگان وى حسن و حسين را نابود نسازيم شايسته است كه از شدت اندوه و غم جان بسپاريم » . « 2 »
عوفبنقطن اين رجز را خواند و با شمشير به لشكر على حمله سختى نمود و جنگيد تا كشته شد .
5 - ابومخنف مىگويد : « عبداللهبنخلف خزاعى » كه رئيس و يكى از سران
هامش
( 1 )نحن بنو ضبه لانفر * حتى نرى جماجماً تخريخر منا العلق المحمريا امنا يا عيش لن تراعى * كل بنيك بطل شجاع
يا امنا يا زوجه النبى * يا زوجه المبارك المهدىطبرى 5 / 295
( 2 )يا ام يا ام خلاعنى الوطن * لا ابتغى القبر و لا ابغى الكفن
من هاهنا محشر عوف ابن قطن * ان فاتنا اليوم على فالغبن
اوفاتنا ابناه حسين و حسن * اذاً امت به طول هم و حزن