تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
« فاصطلم اذني » گوشم را از بيخ بركند . ( قهرمان داستان )

يك داستان عجيب

مدائنى تاريخنويس معروف چنين مىنگارد كه :

راوى مىگويد : من در بصره مرد گوش كنده‌ئى را ديدم و از وى علت ضايعه را پرسيدم در پاسخم چنين گفت كه من در جنگ جمل پس از پايان نبرد در ميدان ، ميان كشته‌شدگان مىگشتم و آنان را از نزديك تماشا مىكردم ، در آن هنگام چشمم به مردى افتاد كه هنوز رمقى داشت و سر خود را حركت مىداد و اشعارى بدين مضمون مىخواند : مادر ما عايشه ما را به مرگ و هلاكت كشانيد ، با اين حال ، ما از فرمان وى روى گردان نبوديم . و از جنگ و جانبازى در پيشاپيش او سير نمىگشتيم تا با مرگ سيراب شديم .