تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
كرد و مردم نيز او را پاسخ گفتند جبله كه در ميان آنها بود به ايشان گفت : چرا جواب مردى را كه چنين و چنان كرده است مىدهيد ؟ ! سپس روى به عثمان كرده چنين ادامه داد : - به خدا سوگند كه اين زنجير آهنين را به گردنت مىاندازم . مگر اينكه دست از اطرافيان خود بردارى و آنها را از خود برانى . عثمان پرسيد : كدام اطرافيانم را مىگوئى ؟ من به خدا سوگند كه كسى را به خود نزديك نساخته و تبعيض نكرده‌ام . - چطور چنين ادعا مىكنى ، و حال آنكه مروان ، معاويه ، عبدالله‌بن عامر بن‌كريز ، عبدالله‌بن‌سعد . . . را بدستگاه خلافت نزديك ساخته و مقرب نموده‌اى ! ! . . . كه بين آنها اشخاصى يافت مىشوند كه قرآن به نكوهش و ذم آنها گوياست ، و رسول خدا ريختن خونشان را جايز دانسته ! ! . * * * عبدالله‌بن‌عامر پسر دائى عثمان بود ! چه اروى مادر عثمان دختر كريز است و اما اينكه چگونه حكومت بصره را عثمان به عبدالله بخشيد ، خود داستانى جالب دارد و آن اينكه ، روزى شبل‌بن‌خالد برادر مادرى زيادبن‌ابيه و فرزند سميه معروفه ، در حالى كه سران بنىاميه پيرامون عثمان نشسته بودند از در درآمد و گفت : آيا در ميان شما مستمندى كه آرزوى توانگرى او را داشته باشيد وجود ندارد ؟ ! آيا در بين شما گمنامى كه خواستار شهرت و معروفيت او باشيد نيست ؟ ! آيا در ميان شما . . . و آيا در ميان شما . . . و آيا در ميان شما . . . كه عراق را چنين به تيول ابوموسى اشعرى ( كه از قريش و قبيلهء مضر نيست و از قبايل يمن مىباشد ) داده‌ايد « 1 » ! ! عثمان كه تحت تأثير بيانانت شبل قرار گرفته بود ، بلافاصله پسر دائى 16 ساله خود عبدالله بن‌عامركريز را به حكومت بصره بخشيد ، و ابوموسى اشعرى را از آنجا برداشت ! ! « 2 »
هامش
( 1 ) ميدانيم كه شبل مضرى از اينكه حاكم بصره مردى يمانى بودهاست سخت عصبانى و ناراحت بوده . ( 2 ) به استيعاب ترجمه شبل بنخالد مراجعه فرمائيد و ترجمه او به اسدالغابه 2 / 385 و اصابه 2 / 159 مراجعه شود .