أبت سيوف مذحج و همدان * بأن ترد « نعثلا » كما كان ! « 1 »
« شمشيرهاى مذحج و همدان مانع گشت كه نعثل - عثمان - صحيح و سالم بازگردد » .
عمروعاص بار ديگر فرياد زد :
ردوا علينا شيخنا ثم بجل « 2 »
سرور ما را باز دهيد كه ما را كافى است
و عراقيان در جوابش گفتند :
كيف نرد نعثلا و قد قحل « 3 »
« نعثل را چگونه بازدهيم در حالى كه خشك و پوسيده شده است . »
بررسى فتواى تاريخى عايشه
گرچه پيش از صدور فتواى به كشتن خليفه از جانب عايشه ، روزنهء كوچكى از اميد به اصلاح و سازش بين مردم و عثمان به پايمردى على ( ع ) و ديگران وجود داشت . ولى با صدور آن فتوى از طرف امالمؤمنين و فرمان صريحى كه از دهان او خارج شد ، آن روزنه از اميد هم به كلى مسدود گرديد و مرگ و نابودى عثمان حتمى گشت و شد آنچه شد .
و ميدانيم كه چنين موقعيت و مقامى را امالمؤمنين از زمان شيخين بدست آورد . چه آن دو بودند كه منزلت او را در نظر مسلمانان با احترام و كرنشى كه به او ابراز مىداشتند و فتواها و دستوراتى كه از او مىگرفتند بالا بردند .
از طرفى آنچه تأثير فتوى و دستورهاى عايشه را دو چندان مىساخت موقع شناسى خاص او ، و آمادگى كامل مجريان آن بود . كما اينكه فرمان قتل خليفه را وقتى صادر كرد كه بين سران بنىاميه كه زمامداران وقت بودند از يك طرف ، و ساير طبقات مسلمانان از طرف ديگر دو دستگى و اختلاف شديد و كشمكش سخت در گرفته بود ، و شرارههاى فتنه و آشوب از اطراف مملكت ، مركز و هستهء خلافت را كاملا تهديد ميكرد و ما به پارهاى از آنها در صفحات قبل اشاره كرديم
و از ذكر بيشتر آنها
هامش
( 1 ) كتاب صفين ص : 456 و 456 و 257 و 454 و ابن ابى الحديد 1 / 482 .
( 2 ) كتاب صفين ص : 456 و 456 و 257 و 454 و ابنابىالحديد 1 / 482 .
( 3 ) كتاب صفين ص : 456 و 456 و 257 و 454 و ابنابىالحديد 1 / 482 .