اطلاع عثمان در آن دست داشته است ! !
بارى چون مصريان خود نامه را به عثمان نشان دادند ، عثمان آن را منكر شد و گفت :
- اين نامه جعلى و ساختگى است ! مصريان گفتند :
- مگر نامه به خط دبير تو نيست ؟ ! .
- درست است ! اما او بدون دستور من آن را نوشته است ! .
- غلام تو پيك اين نامه بوده است ! !
- صحيح است ، ولى او هم بدون اجازهء من از مدينه خارج گرديده است .
- اما او ، بر شتر مخصوص تو سوار بود ! !
- باشد ! آن شتر بدون موافقت و اجازه من برده شده است .
- از دو حال خارج نيست ، يا راست مىگوئى و حقيقت چنين است ، و يا اينكه دروغ مىگوئى و كار كار خودت مىباشد .
چنانچه اين نامه به دستور تو به عبدالله نوشته شده است ، و به ما دروغ مىگوئى ، مستحق خلع و بركنارى هستى . زيرا تو بىهيچ جهت و سببى دستور دادهاى تا خون ما را بريزند .
و در صورتى كه راست مىگوئى و از موضوع نامه و غلام و شترت پاك بىخبر و بىاطلاعى ، به جرم ضعف نفس و غفلت در كارها و دخالت خويشان پليدت در امور مسلمين ، مستحق خلع از خلافت هستى . زيرا هرگز صلاح و شايسته نيست ، تا چون توئى را ديگران از ضعف و نفس و بىخبريت از اوضاع استفاده مىكنند و چنين اوامر و احكامى را به نام تو صادر مىنمايند بر خود امير و پيشوا بدانيم . . . و نيز گفتند :
- تو در دوران خلافت خود ، عدهاى از ياران و اصحاب رسول خدا و همچنين جمعى از مسلمانان را تنها به جرم راهنمائى و ارشادت ، و اينكه ترا امر به بازگشت به حق و عدالت نمودهاند ، ناروا به زير ضربات تازيانهء خود گرفتهاى ، و اكنون وقت آن رسيده كه خود را آماده قصاص كنى !
عثمان پاسخ داد : اولا امام و پيشوا ممكن است گاهى دچار اشتباه شود
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٥١