نامهاى عجيب ! ! .
فاضرب اعناقهم ، و اقطع ايديهم . . . ثم دعهم يتشحطون فى دمائهم . . . ثم اوثقهم على جذوع النخل :
« گردنشان را بزن ، دستهايشان را ببر ، آنگاه بگذار تا
در خون خود دست و پا بزنند ، سپس جنازههايشان را
بر شاخههاى درخت خرما بياويز . »
از نامهء عثمان به فرماندار مصر
اكنون به بينيم نامهء شگفتانگيزى را كه مصريان به آن اشاره مىكردند ، و آن را بعنوان مدركى قاطع بر خيانت به عهد و يكدندگى خليفه به رخش مىكشيدند چه بود ، و ايشان چگونه به آن دست يافته بودند ؟
فراموش نكردهايم نخستين بار كه عثمان وسيلهء مصريان به محاصره افتاد و به پايمردى على با آنها از در مسالمت و سازش برآمد و از گذشته خود توبه كرد مصريان نيز به اين شرط كه به داد آنها برسد و فرماندار مصر - عبداللهبن سعد بنابىسرح - را از كار بر كنار كند دست از او بداشتند . عثمان فرمان حكومت مصر را به نام محمدبنابىبكر صادر كرد و عدهاى از مهاجر و انصار را براى رسيدگى به شكايت آنان از حاكم معزول به مصر اعزام داشت .
مصريان بهمراهى آن دسته از اصحاب كه جهت نظارت بر اجراى برنامهء