تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
باز نمىگشتى ، بر ما لازم بود كه پيشنهادت را بپذيريم و از تو دست بداريم . همچنانكه مىدانى و با وجود اعمال خلاف بسيارى كه مرتكب شده بودى در نخستين دفعه ، بر اثر توبه‌ات از تو دست برداشتيم در حالى كه كمترين تشويق و ترسى نداشتيم و گمان نمىبرديم كه عليه ما چيزى به عامل خود بنويسى و او را به قتل ما برانگيزى همچنانكه چنين كارى را كرديو ما به آن نامه دست يافتيم . با اين حال ديگر به چه اطمينان بر تو و توبهء تو تكيه كنيم و آن را بپذيريم ؟ ! در صورتى كه ترا آزموده‌ايم كه شخص توبه شكن هستى ، و از گناهى توبه نمىكنى مگر اينكه بار ديگر آن را مرتكب مىشوى اكنون بايد بدانى كه ما بر نمىگرديم مگر اينكه ترا از كار بر كنار كنيم و كسى ديگر را بجايت انتخاب نمائيم . و اگر اطرافيان و خويشان و فرمانبردارانت در مقام مقابله و كشتار ما برآيند . ما نيز بجان ايستادگى خواهيم كرد و با آنها به جنگ مىپردازيم تا بر تو دست يابيم و ترا بكشيم و يا خود در اين راه كشته شويم . عثمان جواب داد : - اما اينكه دست از حكومت و فرمانروائى بردام ، امرى است محال . چه اگر مرا بدار آويزند ، بر من بسى آسان‌تر از آن است كه شانه از زير بار مقام و خلافتى كه خداوند به من ارزانى داشته است ! خالى كنم . و اينكه مىگوئيد : با آنها كه در مقام يارى من به كشتار شما برخيزند جنگ خواهيد كرد ، من به كسى فرمان نمىدهم تا با شما به پيكار و ستيزه برخيزد . و چنانچه در اين ميان ، كسى به حمايت از من با شما به مقابله پرداخت ، از من دستورى نگرفته است . چه بجان خودم سوگند اگر قصد جنگ با شما را داشتم ، به لشكرهاى سالم در اين زمينه كتباً دستور مىدادم ، و مدينه را از مردان جنگى و سرباز پر مىساختم و يا خود به مصر يا عراق پناه مىبردم ! با اين وصف بر خويشتن بينديشيد و اگر بر جان من رحمى نداريد ، بر جان خود بترسيد . زيرا اگر خون مرا بريزيد ، خون‌ها ريخته خواهد شد . ! چون نمايندگان مصريان خارج شدند ، عثمان به احضار محمدبن‌مسلمه فرمان داد و از او خواست تا مصريان را بازگرداند محمدبن‌مسلمه در پاسخ عثمان گفت :