تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
هرگز در مقابل شما عقب‌نشينى نكرده‌ايم ، و قدرت و حكومت خود را از دست نخواهيم داد ! !

همسر دور انديش عثمان

مردم از آنچه از خليفه در ساعتى قبل ديده و شنيده بودند ، با آنچه اكنون در پيش چشم داشتند سخت در شگفت و حيرت بودند . آن چه بود ، و اين چه ! ! جواب اين پرسش خيلى مشكل بود . جمعى به على ( ع ) مراجعه كردند و او را از ما وقع اطلاع دادند . على ، خشمناك بر عثمان وارد شد و با تشدد گفت : هنوز از مروان دست نكشيده‌اى ؟ او هم از تو دست برنمىدارد ! مگر اين كه ترا از دين و شعورت پاك بگرداند ؟ ! و تو هم چون شتر خوار و زبونى كه هر كجا كشانده شود ، سر به زير انداخته پيش مىروى ! به خدا سوگند مروان نه ايمان كاملى دارد و نه افكار سالمى . به حق سوگند مىبينم او تو را به هلاكت خواهد انداخت و سپس نمىتواند ترا نجات دهد ! شرف و حيثيت خود را پايمال كردى و گرفتار سرنوشت اعمال و رفتار خود گرديدى . من ، بعد از اين اين‌جا نخواهم آمد و با تو كارى نخواهم داشت ، و كردارت را نكوهش نخواهم نمود . چون على ( ع ) با آن حالت از خانهء عثمان بيرون رفت ، نائله همسر عثمان پيش آمد و اجازهء سخن خواست عثمان به او اجازه داد . نائله گفت : - سخن على را شنيدم ، او ديگر نزد تو نخواهد آمد . دستت را در دست مروان گذاشتى تا هر كجا كه مىخواهد تو را ببرد ! عثمان جواب داد : - مىگوئى چكنم ؟ ! نائله پاسخ داد : - از خداى يكتا بترس ، و روش ابوبكر و عمر را در پيش بگير . اگر فرمان مروان را ببرى عاقبت ترا بكشتن مىدهد . مروان در نظر مردم قدر و منزلتى ندارد ؛ و به علت وجود مروان آن‌ها از تو روى گردانيده‌اند كسى را نزد على ( ع ) بفرست ، و او را به آشتى بخوان ، چه ، او با تو خويشى دارد ، و مردم هم از او ستمى نديده‌اند .