تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
عثمان پرسيدم : - اميرالمؤمنين از كجا مىايد ؟ - از خانهء على ! - فرداى آن شب به خدمت على رسيدم ، او خود به من چنين گفت : ديشب عثمان اينجا آمده بود و مىگفت : - ديگر به كارهاى نارواى گذشته باز نمىگردم ، و آنچه را كه وعده داده‌ام انجام مىدهم : در جوابش گفتم : آيا بعد از آنكه بر منبر رسول خدا با مردم سخن گفتى ، و به آنها قول همه گونه مساعدت و همكارى دادى و ايشان رامطمئن ساختى و به خانه‌ات رفتى ؟ بعد از اينكه مروان از خانه‌ات بيرون آمد و مردم ( اميدوار ) را به باد دشنام و ناسزا گرفت و آزرده ساخت ؟ ! عثمان رنجيده برخاست و در حال خارج شدن گفت : - خويشاوندى مرا با خود بريدى ، و مرا خوار كردى ، و مردم را بر من گشتاخ نمودى ! جواب دادم : - به خدا سوگند كه من بيشتر از هر كس ديگر پشتيبان و يار تو بودم ، و آزار مردم را از تو دور داشته‌ام . اما هر بار كه خود را براى رضايت خاطر تو كوچك مىكردم ، مروان مىآمد و تو سخنان او را مىپذيرفتى و كارها و راهنمائىهاى مرا به چيزى نمىگرفتى . على در دنبال سخنان خود گفت : عثمان بيرون شد و به خانه خود رفت . عبدالرحمن مىگويد : من از آن تاريخ به بعد ديگر نديدم على چون گذشته نسبت به دستگاه خلافت كارى داشته باشد و همچنانكه سابق از آن دفاع مىكرد ، دفاع نمايد . « 1 »
هامش
( 1 ) علىبن‌ابيطالب به شهادت تاريخ و به موجب روايات مختلف حتى از بنىاميه كه خويشى بسيار نزديك با خليفه داشته‌اند ، از عثمان بيشتر دفاع كرده و دفاع او سودمند بوده است و مؤلف محترم چون در صدد تاريخ نويسى و وقايع نگارى نبوده در اين كتاب تنها نمونه‌هائى چند از آن را آورده است . ( سردارنيا )
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 240 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى