تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
كه قدرت و توانائى داشتى ، و چنين خوار و زبون نبودى . در آن حال من نخستين كسى بودم كه به آن خشنود مىشدم و ترا تأييد مىكردم و حتى در اعلام آن ، كمك و ياريت مىنمودم . اما افسوس تو هنگامى اين سخنان را گفتى كه آب از آسياب‌ها افتاده و از سيلاب خروشان و بنيان كن قدرتت اثرى جز كف‌هاى آلوده به خاشاك بر سطح زمين باقى نمانده است ! تو در نهايت ذلت و خورى دست نياز به سوى آنان دراز كردى و با كمال فروتنى و بيچارگى خود را به آنان تسليم كردى ! ! بخداى سوگند اگر اصرار به گناهى بورزى كه تنها از خداى آمرزش بطلبى بسى شايسته‌تر است از اينكه در برابر مردم اظهار عجز و توبه نمائى ! ! تو اگر مىخواستى كه با توبه دل مردم را بدست آورى حق نبود كه به خطاها و گناهان خود اقرار كنى . به علت همين اظهار عجز و اقرار به خطاهاى تو است كه اين طور مردم دو پشته بر در خانه‌ات جمع گرديده‌اند ! عثمان به مروان گفت : تو خود بيرون رو و با آن‌ها سخن بگو ، زيرا من از گفتگوى با آنان شرم دارم ! ! مروان از خانه خارج شد ، مردم بنا بوعده عثمان بر در خانه‌اش اجتماع كرده بودند و از سر و دوش يكديگر بالا مىرفتند . همين كه مروان به ميان در رسيد روى به جمعيت كرده بانگ زد : چه خبر است ! براى غارت آمده‌ايد ؟ رويتان سياه باد ! هر كسى را مىبينم كه رفيقش را جلو انداخته و آورده است ، جز آنان كه در انتظار ديدنشان هستم ؟ ! چه خبر است آيا دندان به حكومت ما تيز كرده‌ايد ، و اين طور كه به ما هجوم آورده‌ايد قصد ربودن آن را از چنگال ما داريد ؟ ! برويد ، گم شويد ! به خدا سوگند اگر قصد ما را بكنيد از ما چنان ضرب شستى خواهيد ديد كه هرگز انتظار آن را نداشته‌ايد و آن بر شما خيلى گران تمام خواهد شد . چه مردم احمقى هستيد ، به خانه‌هاى خود برگرديد ، اشتباه كرده‌ايد ، ما