على از حمايت عثمان كناره مىگيرد
وايم الله انى لاراه سيوردك ثم لايصدرك .
« عثمان ! به خدا سوگند يقين دارم كه مروان ترا به هلاكت خواهد انداخت سپس نمىتواند تو را نجات دهد . »
امام على
توبه سياسى عثمان !
پس از اينكه به همت و پايمردى امام على بين مصريان و عثمان صلح و آشتى برقرار شد و عثمان پيماننامه نوشت و خواستهء آنان را متعهد شد كه بر آورده سازد و ايشان با دستى پر و دلى خشنود محضر او را ترك گفتند ، امام به عثمان فرمود :
برخيز و با مردم سخن بگوى و آنان را از انديشه و عقيده خود آگاه گردان و خداى را نيز بازگشت و توبه قلبى خود گواه گير ، چه ، اوضاع و احوال اكثر شهرهاى اسلام متشنج است و همهجا سخن از تو و رفتارت بر سر زبانهاست و بيم آن مىرود كه اين بار كوفيان بر تو بشورند و آنگاه به من بگوئى : على برو و با آنها سخن بگو : كه در آن سروت مرا ياراى چنان كارى نخواهد بود ، و ايشان هيچ عذر و بهانهاى از من نخواهد شنود . و يا شود كه بصريان عليه تو قيام كنند و به مخالفت برخيزند و در آن حال به من فرمان دهى كه على برو و با آنها مذاكره كن ، و چون من از انجام چنان مأموريتى سرباز زنم ، تو مرا قاطع رحم خود بشمارى و حق ترا دست كم گرفته بينگارى .
عثمان برخاست و به مسجد آمد و خطبه خواند ، و از گذشته اظهار ندامت و