بار ديگر جندب به كوفه بازگشت « 1 » .
هامش
( 1 ) جندب از اصحاب رسول خدا است و از « ازد » چهار تن جندب نام داشتند : يكى جندب الخير بنعبدالله ، ديگرى جندب بنزهير ، و سومى جندببنكعب ، و بالاخره چهارمى جندببنعفيف است ، ولى اكثر روات كشتن يهودى جادوگر را به جندببنكعب نسبت دادهاند .
ابن اثير مىنويسد : . . . به يك ضربت كار يهودى را بساخت و گفت : حالا خودت را زنده كن ! و سپس اين آيه را خواند « أتأتونالسحر و انتم تبصرون » سپس سر برداشت و راست در چشم وليد نگريست و گفت خود از رسول خدا شنيدم كه ميفرمود : حد ساحر ، يك ضربت شمشير است ، وليد او را زندانى كرد ، برادرزادهاش در اين مورد چنين سرود .
افى مضرب السحار يحبس جندباً و يقتل اصحاب النبى الاوائل
يعنى در ازاء قتل يهودى جادوگر جندب را زندانى مىكنند و صحابهء نخستين رسول خدا را ميكشند ! جندب در اواخر عمر به شامات رفت و به پيكار با مشركان پرداخت و سرانجام در دهمين سال خلافت معاويه بدرود حيات گفت به اسدالغابه 1 / 303 تا 360 مراجعه فرمائيد . و داستانهاى مختلف او را با جادوگر در اغانى 4 / 185 و 186 و انساب الاشراف 5 / 29 و 31 مطالعه فرمائيد .