تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كاخهاى سرخ شام و حيره قرار داشت به او بخشيد و آن را چراگاه ويژه اغنام و احشام او قرار داد و استفاده ديگران را از آنجا ممنوع ساخت ! ابوزبيد نيز به پاداش چنين لطفى كه وليد در حق او كرده بود شعرى ساختت و او را مدح و ثنا گفت و از وى تشكر نمود « 1 » بلاذرى مىنويسد : وليد براى شاعر و نديم مسيحيش ابوزبيد ، از محل درآمد بيت‌المال مسلمين از شراب و گوشت خوك مستمرى ماهانه معين كرده بود ! نزديكانش به او خاطر نشان ساختند كه اين عمل مايهء ناراحتى و تحريك احساسات عمومى عليه تو مىشود ، در نتيجه وليد عين شراب و خوراك را قطع و دستور داد تا بهاى آنها را بطور ماهانه بر حقوق او بيفزايند . ! ! اين حاكم كوفه ، ابوزبيد نصرانى را به مسجد مسلمانان وارد مىكرد « 2 » يكى دگر از كارهاى ناشايست وليد بن‌عقبه كه موجب شد تا هر چه بيشتر مردم به دستگاه حكومت عثمان و دست پرورده او بد بين شوند اين بود كه وليد دستور داده بود تا مسخره يهودى او ، بساط جادوگرى و شعبده بازى خود را در مسجد كوفه پهن كند و سرگرمى جناب فرماندار را فراهم سازد .

مسجد كوفه و بساط شعبده بازى ! !

به وليد خبر دادند كه مردى يهودى بنام زراره كه به نطروى معروف است و در انواع شعبده و سحر و جادو ماهر مىباشد در يكى از دهات نزديك جسر بابل سكونت دارد . وليد دستور داد تا او را به كوفه بياورند از نزديك تردستىها و شيرين‌كارىهاى او را تماشا كند . گماشتگان وليد در اجراى دستور او شعبده‌باز را به خدمت حاكم آوردند و او هم دستور داد تا مرد يهودى بساط شيرينكاريهاى خود را در مسجد كوفه پهن كندد و هنر خويش را در معرض تماشاى حاكم مسلمان و اطرافيان او قرار دهد . يك چشمه از نمايشهاى او اين بود كه در تاريكى شب ، فيل بزرگى را
هامش
( 1 ) اغانى 4 / 182 و 183 ( 2 ) اانساب الاشراف بلاذرى 5 / 29 و 30