آرام و متفرق ساخت .
وليد نيز بيكار ننشست ؛ و نامهاى داير به اقدامات و سخنان عمرو بن زراره به عثمان نوشت و از او دربارهء دفع شر او استمداد و كسب تكليف كرد .
عثمان در پاسخ وليد نوشت : « ابن زراره ، عربى بادهنشين و شرور است ، او را به شام تبعيد كن ! »
وليد در اجراى امر خليفه ، فرزند زراره را به شام تبعيد نمود « 1 »
در ان هنگام كه فرزند زراره ، از راه ناچارى مىرفت تا كوفه را به جرم حقگوئى و حقطلبى ترك گويد ؛ مالك اشتر ، و اسود بن يزيد ؛ و علقمه بن قيس ، و قيس بن فهدان ، او را بدرقه كردند و قيس به منظور اعلام همدردى و همكارى با فرزند زراره چنين سرود :
« بخداى سوگند ، بخداى كعبه ، كه من رضاى ايزد را در همه كارهاى خود ، در پنهان و آشكار خواستارم . »
« هر آينه ما ، وليد و آقايش عثمان را كه پناهگاه گمراهى است از حكومت و خلافت بر مىاندازيم « 2 » . »
* * *
بازرس عثمان در كوفه :
چون از طرف طبقات مختلف مردم كوفه شكايتهاى فراوانى از طرز رفتار وليدبنعثمان رسيد ، خليفه ناگزير گرديد تا به ظاهر هم كه شده باشد در برابر اينهمه اعتارضات از خود عكسالعملى نشان داده كارى كرده باشد ، پس غلام آزاد كرده خود حمران را به عنوان بازرس به كوفه اعزام داشت تا به اصطلاح اوضاع را از نزديك بررسى كرده حقيقت حال وليد و نحوهء رفتار او را با مردم به مقام خلافت گزارش دهد . اما وليد اين بازرس عاليرتبهء دولت را با پول خريدارى كرد و با تقديم رشوه
هامش
( 1 ) به شرح حال عمروبنزراره در اسدالغابه ( 2 / 201 - 202 ) ( 4 / 104 ) مراجعه فرمائيد .
( 2 ) اقسم بالله رب البيت مجتهدا ارجو الثواب له سرا و اعلانا
لاخلعن ابا وهب و صاحبه كهف الضلاله عثمانبنعفانا