مسعود را نمىتوانست تحمل كند نامهاى به عثمان نوشت و در رفع مزاحمت ابنمسعود از وى استمداد كرد . عثمان نيز طى نامهاى به ابن مسعود چنين نوشت : « سمت تو در آنجا تنها خزانهدارى ماست و حق دخالت و بازخواست در هر مبلغ كه وليد از بيتالمال برداشته است ندارى ! »
چون چنين نامهاى به ابنمسعود رسيد ، دريافت كه ديگر نمىتواندچون گذشته چنين مسئوليت خطير و مهمى را بر عهده بگيرد و با روش خود ، با سياست عثمان كنار آيد ، پس كليدهاى بيتالمال را پيش پاى وليد انداخت و گفت :
من تاكنون گمان مىبردم كه نگهبان و حافظ اموال مسلمانان هستم ، اما اينكه خزانهدار شما باشم مرا بدان نيازى نيست ، من از اين سمت كنار مىروم « 1 »
ابن مسعود پس از استعفا از سمت خزانه دارى بيتالمال باز مدتى در كوفه ساكن بود .
در مورد همين داستان ، در كتاب عقدالفريد آمده است كه ابن مسعود در مسجد كوفه روى به مسلمانان كرد و گفت : اى مردم كوفه ! اين را بدانيد كه امشب يكصد هزار ، از بيتالمال شما كم شده و از بين رفته است بدون اينكه امير المؤمنين در اين مورد دستورى داده باشد و مرا از مسئوليت آن خارج سازد .
وليد اين موضوع و سخنان ابنمسعود را به عثمان گزارش داد و عثمان نيز فرزندمسعود را از آن سمت بر كنار كرد « 2 »
بلاذرى در انساب الاشراف مينويسد : هنگاميكه ابنمسعود كليدهاى بيتالمال را پيش پاى وليد انداخت با خشم و نفرت گفت : هر كس كه دستورهاى خدا را بنا به خواستهء خود بگرداند ، خداوند سراى ديگر را بر او تباه گرداند ، و آنكس كه به هواى دل خويش آن را دگرگون سازد ، ايزد بر او خشم گيرد . و من عثمان را مىبينم كه چنين كرده است . آيا رواست كه شخصى چون سعد وقاص را از فرماندارى كوفه بردارند و وليد را بجاى او بنشانند ؟ ! « 3 »
هامش
( 1 ) انساب الاشراف بلاذرى 5 / 36 .
( 2 ) عقدالفريد 2 / 272 .
( 3 ) انساب الاشراف بلاذرى 5 / 36 .