تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
- خون عثمان حلال است : و على در پاسخ عثمان گفت : - و تو بگفتهء زبيد كه مورد اعتماد نيست تكيه كرده‌اى : اين بگفت و به يارى ابن‌مسعود شتافت و او را براى مداوا به منزلش برسانيد . ابن‌مسعود پس از اين اتفاق در مدينه ساكن گشت و عثمان به او اجازه نداد تا از مدينه خارج شود . حتى وقتى كه از آن صدمه شفا يافت اجازه خواست تا در جهاد با روميان شركت كند ولى عثمان موافقت نكرد و بخصوص روايت كرده‌اند پيش از آنكه عثمانجواب رد يا قبول به تقاضاى ابن‌مسعود بدهد ، مروان پيش دستى كرد و به عثمان گفت : او ، عراق را بر تو بشورانيد ، و آنها را نسبت به تو بد گمان ساخته است ، حالا نوبت به شام رسيده ، در صدد آن است كه مردم آنجا را به قيام عليه تو وا دارد ؟ ! به اين ترتيب ابن‌مسعود تا حيات داشت نتوانست پاى از مدينه بيرون گذارد و در حقيقت تحت نظر بود تا اينكه دو سال پيش از كشته شدن عثمان بدرود حيات گفت : توقف ابن‌مسعود در اين نوبت در مدينه سه سال بوده است . آخرين گفت و شنودى كه بين عثمان و ابن‌مسعود رخ داده است شايان توجه مىباشد . هنگاميكه او در بستر بيمارى افتاده آخرين لحظات حيات را ميگذرانيد ، عثمان برسم عيادت بر بالين او حاضر شد و به او گفت : - از چه رنج مىبرى ؟ - از گناهانم . - چه ميل دارى ؟ - رحمت و بخشايش حق را . - آيا پزشكى به بالينت بخوانم ؟ - پزشك خود مرا بيمار كرده است . - دستور بدهم تا حقوق و مستمريت را بپردازند ؟ ! ( دو سال بود كه حقوقش را قطع كرده بود « 1 » . )
هامش
( 1 ) تاريخ ابن‌كثير 7 / 163 - يعقوبى 2 / 197 - مستدرك 3 / 13
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 165 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى