تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ابن مسعود غالباً مىگفت : بهترين گفتار ، سخنان خدا در قرآن است ، و نيكوترين راهها ، راهى است كه پيامبر خدا نموده ، و بدترين كارها بدعت است و هر بدعتى گمراهى است و نتيجه گمراهى آتش دوزخ است « 1 » وليد اين موضوع و سخنان نيش‌دار فرزند مسعود را نيز به عثمان نوشت و در پايان آن افزود كه ابن مسعود به بدگوئى از تو پرداخته و ترا به باد دشنام و ناسزا گرفته است . عثمان هم ابن‌مسعود را به مدينه فرا خواند . وقتى كه مردم كوفه از احضار ابن مسعود به مركز خلافت آگاهى يافتند پيرامونش جمع شده ، به او پيشنهاد كردند كه مرو ، و اينجا نزد ما بمان كه نميگذاريم به تو ستمى برود و يا چشم زخمى برسد . ابن‌مسعود در پاسخ آنها گفت : او بر من حق فرمانبردارى داد . و از طرفى من نمىخواهم نخستين كسى باشم كه در فتنه و آشوب را بر روى او گشوده باشم ، و از فرمان او سرپيچى كنم « 2 » . در استيعاب پاسخ ابن مسعود به كوفيان چنين آمده است : اين اوضاع و احوال را به زودى فتنه‌ها و آشوب‌هائى در پى خواهد بود و من دوست ندارم كه فتنه بدست من آغاز شود . مردم كوفه ، ابن‌مسعود را بدرقه كردند و او ايشان را به پرهيزكارى و عمل بدستورات خدا سفارش فرمود و سپس از آنان خواست تا بخانه‌هاى خود بازگردند و خود روى به راه نهاد . مردم كوفه نيز در حق ابن‌مسعود به نيكى ياد كرده هنگاميكه از آنها جدا ميشد تا به مدينه رود ، از زحماتش و حقوقى را كه بر گردن آنها داشت تشكر و سپاس گذارى كرده گفتند : خدا ترا جزاى خير دهد ، تو نادانان ما را به دين آشنا كردى و دانايان ما را دردين ثابت قدمتر نمودى ، بما قرآن آموختى و به دين و آئين اسلام آشنا و بينايمان كردى . تو ، براستى مسلمانى خوب ، و دوستى نيكو ، و برادر مهربان ما بودى آنگاه
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 36 . ( 2 ) انساب‌الاشراف بلاذرى 5 / 36