اينك عثمان خليفه مسلمين كه خود را جانشين رسول خدا مىداند چنين فاسق مشهور و بنامى را تنها به حكم قرابت و خويشى به فرماندارى كوفه برمىگزيند ، و سعد وقاص فرمانده كل قواى خليفه پيشين عمر و فرماندار فعلى را از آنجا بر كنار ميسازد .
در صورتى كه سعد در زمان حكومت عمر ، و بنا به فرمان او كوفه را بنيان نهاده پادگان مرزى قرار داده بود ، و سربازانى را كه در جنگ ايران بهمراه او بودند درآنجا مسكن بود . كوفيان سعد را شديدا احترام مىگذاشتند .
فاسقى در پست فرماندارى ! !
چون وليد وارد كوفه شد و سعد از مأموريت وى آگاهى يافت روى به وليد كرده با تعجب گفت :
- ما كه از يكديگر دور بوديم ، نمىدانم تو با آن همه خرفتى و سفاهتى كه در گذشته داشتى پس از ما زيرك و دانا شده در نتيجه لياقتى بهم رسانيدهاى ، و يا در حقيقت اين ما هستيم كه كودن و نادان شدهايم ! وليد جواب داد :
- سعد ! ناراحت نشو ، اين حكومت و سلطنت است كه چون گوئى دست بدست مىگردد : سعد با اطمينان پاسخ داد :
- آرى ، مىبينم كه به همين زودى آن را به سلطنت تبديل مىكنيد « 1 » ! !
مردم كوفه نيز از اين تبديل و تغيير حكومت سخت ناراحت شده آن را نكوهش كرده گفتند : عثمان جانشين بدى را براى سعد وقاص تعيين و اعزام داشته است .
موضوع حكومت وليد را ابوالفرج در اغانى از طريق خالدبنسعيد اموى چنين آورده است : عباسبنعبدالمطلب ، ابوسفيان ، حكمبنابىالعاص ، وليدبنعقبه ؛ تنها كسانى بودند كه در كنار عثمان و بر مسند او مىنشستند .
روزى بنا به عادت معهود ، وليد نزد خليفه نشسته بود حكم ، عموى عثمان وارد شد ، عثمان به احترام حكم از جاى خود برخاست بكنار رفت و حكم را جاى خود بنشانيد ! !
هامش
( 1 ) به ترجمه وليد به طبقات ، استيعاب ، اسدالغابه اصابه و كنز و در مورد تفسير آيهء فوق به عموم تفاسير مراجعه فرمائيد .