تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
او سر بلند نكرد و به رويش نگاه ننمود و به او جوابى نداد . عقبه پرسيد : - چه شده است كه جواب درود مرا نمىدهى ؟ - چطور جوابت را بدهم در صورتى كه به دينت پشت پا زده‌اى ؟ - قريش همچنين گمانى در حق من برده‌اند ؟ - آرى ! - چه كارى دل آنان را از من پاك مىكند ؟ - امرى ساده است ! بايد به انجمن محمد ( ص ) در آئى و آب دهان به صورتش بيندازى با زشت‌ترين دشنامى كه مىدانى او را ناسزا دهى ! ! عقبه ، بدستور رفيقش عمل كرد ، و آنچه را نبايد انجام داد ! رسول خدا ( ص ) در مقابل رفتار عقبه ، عكس‌العملى از خود نشان نداد ، تنها صورت خود را پاك نمود ، و سپس روى به عقبه كرد و فرمود : « اگر در خارج از حدود مكه بر تو دست يابم ، گردنت را خواهم زد » . و بنا به روايت ديگر ، دوست عقبه وى را چنين مورد سرزنش خود قرار داد : - عقبه ! از دين پدران خود دست برداشتى ؟ ! نه ! چنين نيست ؛ محمد ( ص ) روزى در خانهء من مهمان بود ، و سوگند خورد كه اگر من مسلمان نشوم دست به غذايم نيالايد ، من نيز از او خجالت كشيدم و براى خوش‌آمد او ، به زبان شهادتين جارى ساختم ، به راستى و از صميم قلب كه چنين كارى نكردم ! ! - ديگر به صورتت نگاه نمىكنم ، مگر آنكه آب دهان به صورت محمد ( ص ) بيندازى و او را با سيلى و لگد بزنى ، و با اين ترتيب بيزارى خود را از او ابراز دارى ! ! . عقبه در دارالندوه رسول خدا را در حالى كه به سجده افتاده بود ديد ، دستور رفيقش را تماماً انجام داد ! رسول خدا ( ص ) به او فرمود : اگر در خارج از مكه تو را ببينم سر از بدنت جدا خواهم كرد .