او سر بلند نكرد و به رويش نگاه ننمود و به او جوابى نداد . عقبه پرسيد :
- چه شده است كه جواب درود مرا نمىدهى ؟
- چطور جوابت را بدهم در صورتى كه به دينت پشت پا زدهاى ؟
- قريش همچنين گمانى در حق من بردهاند ؟
- آرى !
- چه كارى دل آنان را از من پاك مىكند ؟
- امرى ساده است ! بايد به انجمن محمد ( ص ) در آئى و آب دهان به صورتش بيندازى با زشتترين دشنامى كه مىدانى او را ناسزا دهى ! !
عقبه ، بدستور رفيقش عمل كرد ، و آنچه را نبايد انجام داد !
رسول خدا ( ص ) در مقابل رفتار عقبه ، عكسالعملى از خود نشان نداد ، تنها صورت خود را پاك نمود ، و سپس روى به عقبه كرد و فرمود :
« اگر در خارج از حدود مكه بر تو دست يابم ، گردنت را خواهم زد » .
و بنا به روايت ديگر ، دوست عقبه وى را چنين مورد سرزنش خود قرار داد :
- عقبه ! از دين پدران خود دست برداشتى ؟ !
نه ! چنين نيست ؛ محمد ( ص ) روزى در خانهء من مهمان بود ، و سوگند خورد كه اگر من مسلمان نشوم دست به غذايم نيالايد ، من نيز از او خجالت كشيدم و براى خوشآمد او ، به زبان شهادتين جارى ساختم ، به راستى و از صميم قلب كه چنين كارى نكردم ! !
- ديگر به صورتت نگاه نمىكنم ، مگر آنكه آب دهان به صورت محمد ( ص ) بيندازى و او را با سيلى و لگد بزنى ، و با اين ترتيب بيزارى خود را از او ابراز دارى ! ! .
عقبه در دارالندوه رسول خدا را در حالى كه به سجده افتاده بود ديد ، دستور رفيقش را تماماً انجام داد !
رسول خدا ( ص ) به او فرمود :
اگر در خارج از مكه تو را ببينم سر از بدنت جدا خواهم كرد .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٥٣