تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
رسول خدا خبر داده بود ، از لشكر اسامه جدا شد و به مدينه بازگشت .

اما موضوع نماز گزاردن ابوبكر با مردم

آنچه را كه من مىدانم اين است كه على ، شخص عايشه را عامل اين صحنه‌سازى معرفى كرده است . به اين معنى كه اين عايشه بود كه به بلال غلام پدرش دستور داد كه ابوبكر را بگويد تا با مردم نماز بخواند . زيرا به طورى كه مىگويند ، رسول خدا فرمود يكى با مردم نماز بخواند ، و شخص معينى را نان نبرد و آن نماز صبح بود . اما پس از آن دستور ، رسول خدا ( ص ) شخصاً در آخرين رمق ، در حالى كه بر بازوى على و فضل‌بن‌عباس تكيه داده بود ، بيرون آمد و در محراب بايستاد و پس از اينكه خود با مردم نماز گزارد و به خانه برگشت و آفتاب بالا آمده بود كه از دنيا رحلت فرمود . عمر همان آمادگى و ايستادن ابوبكر را براى اداى نماز با مردم ، دليلى بر شايستگى او به خلافت به حساب آورد كه گفت : كداميك از شما بر خود روا مىبيند ، تا خود را مقدم بر آنكس شمارد كه رسول خدا او را در نماز مقدم فرموده است . و اين كه رسول خدا ( ص ) از منزل بيرون آمد و شخصاً با مردم نماز گزارد ، حمل بر آن نكردند كه براى جلوگيرى از امامت ابوبكر بر مردم بوده است بلكه گفتند كه ان حضرت مايل بوده تا آنجا كه مىتواند خصاً اين امر را عهده‌دار باشد . بنا بر همين داستان ، و تكيه به همين موضوع ، با ابوبكر بيعت كردند . در حالى كه على ( ع ) عايشه را متهم مىكرد كه كارگردان اصلى اين صحنه سازى شخص او بوده و اساس و پايهء آن را وى نهاده است . بارها اين موضوع را با ياران خود هنگامى كه گرد يكديگر جمع مىشدند بيان كرده مىگفت : بىخود نبود كه رسول خدا به حفصه و عايشه در همين مورد بخصوص گفت : شما چون رفيقه‌هاى كوچك يوسفيد ! « 1 » : او مىخواست تا بدينوسيله نفرت و انزجار خود را از كارى كه كرده بودند برساند ، و مخصوصاً خشم خود را به عايشه نموده باشد . چه اين حفصه و عايشه بودند كه با استفاده از دستور رسول خدا ، براى اعزام
هامش
( 1 ) انكن لصويحبات يوسف
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 102 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى