تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
عايشه از پشتيبانى خودش و گردانندگام خلافت برخوردار بود ، بر مقام و منزلش روز به روز افزوده مىشد در حالى كه على و فاطمه هر دو شكست خورده و از مركز قدرت و نفوذ رانده شده بودند . فدك را از فاطمه گرفتند و او بارها براى باز پس گرفتن آن تلاش كرد اما نتيجه‌اى از ان همه كوشش‌هاى خود نگرفت « 1 » در اين ميان زنانى كه به نزدش رفت و آمد مىكردند سخنان درشت و زخم زبان‌هاى عايشه را در مجلس او بازگو مىكردند و روانش را به سختى آزار مىدادند ، و هم آن‌ها سخنانى از او و شوهرش به گوش عايشه مىرسانيدند و آتش كينه و عداوت را بين ايندو دسته تندتر مىكردند . اما بين اين دو دسته اختلافى فاحش وجود داشت ، دسته‌اى پيروز بود و دسته ديگر شكست خورده يكى فرمانده بود و آن ديگر فرمانبر و در چنين حالتى است كه زخم زبان و سركوفت دستهء غالب تن‌دردمند و ستمديده شكست خورده را سخت آزار مىدهد . و مسلم است كه رنج و عذاب روحى كه از شماتت دشمن به آدمى دست مىدهد بسى دردناكتر از هر بلا و مصيبتى خواهد بود . در اينجا ميان سخن شيخ دويده گفتم : « شما هم مىگوئيد ؛ پيغمبر خدا كسى را براى اداى نماز با مردم تعيين نكرد ، و اين عايشه بود كه خودسرانه پدرش را به اين كار مأمور ساخت ؟ » . شيخ در پاسخم گفت : من اين را نمىگويم ، اين على است كه آن را مىگفت ؛ و معلوم است كه تكليف او غير تكليف من است . او خود در جريان واقعه بوده و امورى را به چشم خود ديده است . اما اخبارى كه به من رسيده گوياى آن است كه رسول خدا ( ص ) ابوبكر را براى نماز معين كرده است . در حالى كه مدرك على ( ع ) علم و اطلاعى است كه از
هامش
( 1 ) طبقات ابن‌سعد چ 2 ق 2 / 86 ط اروپا صحيح بخارى كتاب المغازى باب غزوه خيبر 3 / 38 صحيح مسلم 1 / 72 و 3 / 153 باب قول رسول الله « نحن لا نورث ، ما تركناه صدقه » و طبرى پس از جريان سقيفه ابن‌كثير 6 / 285 تا 286 و ابن عبدربه 3 / 64 مسند احمد 1 / 4 و 6 و 9 و 10 و 14 و 2 / 353 .