تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
خود را غفلتاً در ميان آن دو انداخت و گفت : چه موضوع مهمى است كه شما دو نفر را تا به اين حد به خود مشغول داشته و مدت زمانى وقت گرفته است ؟ مىگويند رسول خدا از اين برخورد ناگهانى عايشه در آن روز سخت خشمگين شده است . و يا اين كه روايت مىكنند : غذائى براى زسول خدا فرستاده شده بود و او بخدمتكارش دستور داد كه به ايستد و چون غذا را آوردند آن را بريزد . و از اين قبيل امور كه معمولًا بين زن و خانواده شوهرش مىگذرد .

علاقه شديد رسول خدا به فرزندان فاطمه :

از طرفى فاطمه ( ع ) از دختر و پسر داراى فرزندان متعدد شد ؛ در حالى كه عايشه از داشتن اولاد محروم بود . و بدتر و دردناكتر از نداشتن فرزند در نظر عايشه اين بود كه رسول خدا فرزندان فاطمه را اولادهاى خود مىدانست و بهر كدام از آنها ( فرزندم ) خطاب مىكرد و مثلًا مىگفت : فرزندم را بياوريد . . . . جلو فرزندم را نگيريد . . . و يا پسرم چه مىكند ؟ . با اين حالات نسبت به زنى كه از شوهر خويش فرزندى نياورده ، و مىبيند كه همسرش فرزندان دختر خود را فرزند خود مىخواند ، و به آنها چون يك پدر مهربان و دلسوز توجه و علاقه نشان مىدهد ، و چون جان خويش عزيز و گراميشان مىشمارد چه گمان مىرود ؟ آيا او هم اين كودكان ، و مادرشان رادوست داشته به آنها هلاقه و محبت نشان خواهد داد ؟ و يا اينكه از آنها كينه بدل گرفته با خشم و نفرت به آنها مىنگرد ؟ آيا دوام اين كانون مهر و صفا را مىخواهد . يا زوال و پايان آن را آرزو مىكند ؟ دردناكتر از همهء اينها اين بود كه رسول خدا ( ص ) فرمان داد تا در خانه پدرش را از جانب مسجد به بندند ، در صورتى كه دستور داد در خانه دامادش على همچنان به مسجد باز باشد « 1 »
هامش
( 1 ) مسند احمد كنز 6 / 152 حديث 2495 - منتخب كنز 5 / 29 - مستدرك 3 / 125 صحيح ترمذى 13 / 176 .