و در روايت ديگرى آمده است : « برخى از اصحاب ما از حكم بن عتيبه از عبداللّه بن مسعود » و ما نمىدانيم اين « برخى اصحاب » كيانند ، و حكم بن عتيبه كه در سال ( 113 هجرى ) يا بعد آن از دنيا رفته و تنها شصت و چند سال عمر داشته ، چگونه از عبداللّه بن مسعود كه در سال ( 32 هجرى ) وفات يافته ،
روايت كرده است ؟ « 1 »
اضافه بر آن ، متن حديث با نظر مسلَّم عبداللّه بن مسعود در « حليت متعه » و قرائت و تفسير وى از آيه :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
-
إِلى أَجَلٍ *
- تناقض دارد . « 2 »
ديگر آنكه ، در متن احاديث : ( ه - و - ز ) آمده بود : « نكاح و طلاق و عده و ميراث ، متعه [ ازدواج موقت ] را حرام يا نابود كرد . » معناى اين جمله آن است كه ، « ازدواج موقت » پيش از « ازدواج دايم » و متعلقات آن ، تشريع شده است ، و اينكه ، « ازدواج موقت » تا تشريع « ازدواج دايم » برقرار بوده و به وسيله آن نسخ گرديده است ، و لازمه اين سخن آن است كه همه ازدواجهاى پيامبر صلىاللهعليهوآله و صحابه در ابتدا - تا هنگام نزول حكم ازدواج دايم - « ازدواج موقت » باشد ! »
ح ) در مجمع الزوائد از زيد بن خالد جهنى روايت كند كه گفت : « من و رفيقم براى « ازدواج موقت » با زنى در حال چانه زدن بوديم كه شخصى آمد و به ما خبر داد : « رسول خدا صلىاللهعليهوآله « ازدواج موقت » را حرام فرموده ، و نيز ، خوردن گوشت هر حيوان وحشى ذىناب [ نيشدار ] و الاغ اهلى را حرام كرده است . » « 3 »
اشكال اين حديث
هيثمى گويد : « اين حديث را طبرانى روايت كرده ، و در سند آن « موسى بن عبيده ربذى » ضعيف است . » « 4 » و نظر ما درباره ضعف او گذشت .
از متن اين حديث چنين به دست مىآيد كه راوى آن ، روايت سبره جهنى در فتح مكه و روايت ديگرى ( روز خيبر ) را با هم گرد آورده ، و حكم تحريم خوردن حيوانات « ذىناب » را بر آن افزوده و همه را با سند واحد و سياق يكسان تركيب و روايت كرده است .
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 192 و 459 .
( 2 ) . به بخش : « آنان كه بعد از عمر بر حليت متعه پاى فشردند » مراجعه نماييد .
( 3 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 266 .
( 4 ) . همان .