ط ) در مجمع الزوائد از حارث بن غزية روايت كند كه گفت : « شنيدم كه پيامبر در روز فتح مكه سه بار فرمود :
« ازدواج موقت حرام است . » « 1 »
اشكال اين حديث
هيثمى گويد : « طبرانى آن را روايت كرده ، و در سند آن اسحاق بن عبداللّه بن ابىفروه است . » « 2 » و ديگر
دانشمندان درباره او گفتهاند : « احاديث منكر و ناشناخته روايت مىكند ، به حديث او استناد نمىكنند ، او را رها كردهاند . روايت كردن از او جايز نيست ، حديث او نوشته نمىشود و . . . » « 3 »
ى ) در مجمع الزوائد از كعب بن مالك روايت كنند كه گفت : « رسول خدا صلىاللهعليهوآله از متعه نساء [ ازدواج موقت ] نهى فرمود . » هيثمى گويد : « طبرانى آن را روايت كرده ، و در سند آن يحيى بن انيسه است . » « 4 » و دانشمندان درباره او گفتهاند : « او ضعيف است ، اهل حديث رواياتش را نمىنويسند ، او كذّاب است . حديث او متروك است . . . » « 5 »
ك ) بيهقى در سنن كبراى خود از عبداللّه بن عمر روايت كند كه گفت : « عمر بر فراز منبر شد ، خداى را سپاس و ثنا كرد و سپس گفت :
چه مىشود مردانى را كه ازدواج موقت مىكنند ، در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله از آن نهى فرموده ، آگاه باشيد ! هيچ كس را متعه كرده نزد من نياورند مگر آنكه سنگسارش كنم . « 6 »
اشكال اين حديث
در سند اين حديث منصور بن دينار است . يحيى بن معين درباره او گويد : « حديثش ضعيف است . » نسائى گويد : [ حديث او ] قوى نيست . بخارى گويد : « در حديث او جاى بحث است » و عقيلى او را در رديف « ضعفا » آورده است . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . تهذيب التهذيب ، ج 1 ، ص 240 ، در شرح حال اسحاق .
( 4 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 266 ، همراه با نام راوى .
( 5 ) . تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 183 و 184 در شرح حال يحيى بن انيسه .
( 6 ) . سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 206 .
( 7 ) . الجرح والتعديل رازى ، ج 4 ، قسمت اول ، ص 171 ؛ ميزانالاعتدال ج 4 ، ص 184 ؛ لسان الميزان ، ج 6 ، ص 95 .