تا اينجا احاديثى را آورديم كه بر حسب تعريف دانشمندان علم رجال ، در سند آنها ضعف و اشكال بود . در بخش آينده ، احاديثى را مىآوريم كه دانشمندان مكتب خلفا - بدان خاطر كه يا در كتابهايى به نام صحيح آمده و يا در درستى آنها اشكال نكردهاند - بر صحت آنها توافق نمودهاند .
حديث اول : در صحيح مسلم ، سنن نسائى و بيهقى و مصنف عبدالرزاق « 1 » از شهاب زهرى از عبداللّه و حسن پسران محمد بن على از پدرشان روايت كنند كه او از على بن ابىطالب شنيده كه به ابن عباس مىگفت : « تو مرد خودخواهى هستى ! رسول خدا صلى الله عليه وآله در فتح خيبر از آن [ ازدواج موقت ] و از
خوردن گوشت الاغ اهلى ، نهى فرمود . » « 2 »
اين روايت با همين سند ، با اندكى اختلاف ، در صحيح بخارى ، سنن ابىداود ، ابن ماجه ، ترمذى و دارمى ، موطّأ مالك ، مصنّف ابن ابىشيبه ، مسند احمد و طيالسى و غير آنها نيز ، آمده است . « 3 »
حديث دوم : از ابىذر روايت كنند كه گفت : « ازدواج موقت » براى ما ، اصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله تنها سه روز حلال شد و سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله از آن نهى فرمود . » « 4 » و اينكه گفت : « ازدواج موقت براى ترس ما و جنگ ما بود . » « 5 »
حديث سوم : در صحيح مسلم ، سنن دارمى ، ابن ماجه ، ابىداود و غير آنها از سبره جهنى كه در فتح مكه با رسول خدا صلى الله عليه وآله بوده ، روايت كنند كه گويد : « پانزده روز در مكه اقامت كرديم . رسول خدا صلى الله عليه وآله به ما اجازه دادند تا « ازدواج موقت » كنيم . من و مردى از خويشانم بيرون رفتيم . من تا حدودى زيبا و رفيقم اندكى بدقيافه بود . با هر يك از ما يك عدد « بُرد » [ ردا ] بود . برد من كهنه و برد عموزادهام نو و تازه بود . به پايين يا بالاى مكه رسيده بوديم
هامش
( 1 ) . عبارت متن از مصنف است .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ص 1027 ، باب نكاح المتعة ؛ سنن نسائى ، باب تحريم المتعة ؛ سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 201 ؛ مصنف عبدالرزاق ، ج 7 ، ص 501 ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 265 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 36 ، باب غزوه خيبر و ج 3 ، ص 164 ، باب نهى رسول اللّه عن نكاح المتعة اخيرا ، و باب لحوم الحمر الانسيه ، ج 3 ، ص 208 و ج 4 ، ص 135 ، باب الحيلة فى النكاح ؛ سنن ابىداود ، ج 2 ، ص 90 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 13 ، حديث 1961 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 48 و 49 ؛ موطأ مالك ، ص 542 ، حديث 42 ، از باب نكاح المتعة ؛ مصنف ابن ابىشيبه ، ج 4 ، ص 292 ؛ سنن دارمى ، ج 2 ، ص 140 ؛ مسند طيالسى ، حديث 111 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 79 و 130 و 142 و فتح البارى ، در بابهاى ياد شده .
( 4 ) . سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 207 .
( 5 ) . همان .