تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
« يا صاحِ هَل لَكَ فى فُتْيا ابنِ عبّاسٍ * هَل لكَ فى ناعمٍ خُودٍ مُبَتَّلةٍ تَكُون مَثواكَ حتّى مَصدرُ النّاسِ »
گويد : « اهل علم پس از شنيدن اين اشعار بر شدت بيزارى از « متعه » افزودند و بسيار ناپسندش شمردند . » « 1 » در مصنف عبدالرزاق از زهرى روايت كند كه گفت : « هنگامى كه شاعر اين شعر را سرود : ( يا صاح هل لك فى فتيا ابن عباس ) ، دانشمندان « ازدواج موقت » را زشت‌تر دانستند . » « 2 » در اين روايت آمده كه : « ابن عباس هرگز درباره « حليت » ازدواج موقت كوتاه نيامد ، و سرزنش مردم و شعرا او را از اين كار بازنداشت . » ب ) روايت گذشته را تحريف كردند و از قول سعيد بن جبير چنين روايت نمودند كه او گفته است : « به ابن عباس گفتم : مىدانى چه كردى و چه فتوايى داده‌اى ؟ فتوايت را سواران به دور دستها برده‌اند و شاعران درباره‌اش شعرها سروده‌اند ! » گفت : « چه گفته‌اند ؟ » گفتم : « گفته‌اند :
قَد قُلتُ لِلشَّيخِ لمّا طالَ مَجلسَهُ * يا صاحِ هَل لَكَ فى فُتْيا ابنِ عبّاس هَل لَكَ فى رُخصةِ الأَطرافِ آنِسَة * تَكُون مَثواكَ حتّى مَصدرُ النّاسِ » گفتم به شيخ زاندم كو طول داد مجلَس * فتواى ابن عباس ! آيا نباشدت بس ؟ آيا رواست عَذرا سرمايه واگذارد * تا ژرفنات گردد مهمانپذير هر كس ؟
ابن عباس گفت :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، به خدا سوگند من به اين فتوا ندادم و اين را قصد نكردم ، من از « متعه » تنها همان مقدار را حلال دانستم كه خداوند از « ميته و خون و گوشت خوك » حلال فرموده است . » « 3 » در مغنى ابن قدامه گويد : او برخاست و سخن راند و گفت : « متعه [ ازدواج موقت ] همانند : مردار و خون و گوشت خوك است ، اما اجازه رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله [ در حليت متعه ] ، مسلما نسخ شده است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 205 . ( 2 ) . مصنف عبدالرزاق ، ج 7 ، ص 503 . ( 3 ) . سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 205 . ( 4 ) . مغنى ابن قدامة ، ج 7 ، ص 573 .
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 385 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى